رفتن به محتوا رفتن به فوتر

تجدد در ایران در گفت‌وگو با دکتر تقی آزاد ‌ارمکی / تاریخ‌نگاری ما به رضا شاه بیهوده اعتبار بسیار می‌بخشد

7 نظر

  • جيسون ردريگز
    ارسال شده 7 نوامبر 2016 در 6:31 ب.ظ

    رضا پالانی شاه نبوده است. در محترمانه ترین حالت او را همان رضا خان بنامید.

  • صباغ
    ارسال شده 8 نوامبر 2016 در 3:45 ق.ظ

    بله.واقعاتاریخنگاری ما اعتباربیخودبرای رضاشاه قائل شده.شخصی که افرادی مانند اسماعیل سمیتقو-که حدود۸۰۰۰۰ایرانی راکشت-ازبین بردوایران راایران کردآیاکارمهمی کرده؟خودنویسنده اگردرزمان اواخرقاجارمی خواست مثلاازتهران به اصفهان برود،حداقل سه باردر راه لختش می کردندومال وجان وناموسش بربادمی رفت؛البته باید دیدتاریخنگاران رامردودبداند.

  • جيسون ردريگز
    ارسال شده 8 نوامبر 2016 در 8:33 ق.ظ

    همزمان با حتمی شدن حکومت رضا خان میرزاده عشقی سرود: بعد از این بر در و دیوار این ملک باید … عجیب است بعد از یک قرن هنوز اشخاصی مانند این بابا “صباغ” هنوز این در و دیوار آلوده را می لیسند!

  • صباغ
    ارسال شده 9 نوامبر 2016 در 4:21 ق.ظ

    جناب آقا/خانم؟جیسون ردریگز عزیز باسلام
    قصدپاسخ دادن آن دوخط نوشته شمارانداشته وندارم.چون اگربخواهم باشماهم کلام شوم،ناچارباید خودم رادرحدواندازه شماجاکنم که اصلاقصدچنین کاری راندارم.کسی که درمورد مسائل تاریخی به هزلیات وهجویات می پردازد،خودمعرف توان فکری ومیزان اندیشه خوداست.جالب است که حتی این یک مصرع مشهوررا هم اشتباه نوشته ایدومتوجه نقص وزن آن نشده ایدکه البته تعجبی ندارد.غرضم ازاین نوشته فقط این بودکه لطفاعفت کلام رادرمحیط چنین سایتهای وزین ومحترم حفظ کنید.همین ووالسلام.

  • جيسون ردريگز
    ارسال شده 9 نوامبر 2016 در 11:37 ق.ظ

    صباغ مفلوک شعر میرزاده هیچگونه اشکال وزنی ندارد. عشقی ازطرفداران ولیعهد مجمد حسن میرزا بود و چون می دید احمد شاه توان ایستادگی در برابرقلدری چون رضا خان را ندارد برای به سلطنت رسیدن محمدحسن میرزا تلاش می کرد که متاسفانه بر اثر تذبذب احمد شاه به نتیجه ای نرسید ولی به هر حال به درودیوار و هیکل شما باستانگرایان آریاپرست یادگاری پاک نشدنی گذاشت و رفت.

  • صباغ
    ارسال شده 10 نوامبر 2016 در 6:13 ق.ظ

    همانطور که قبلاهم نوشتم،نمی خواهم با کل کل کردن باپدیده هایی مانندتو شان ومنزلت انسانیم رابیالایم؛اماچون درفشانی کردی بایدبگویم:اولا مفلوک کسی است که آنقدربی ارزش وبی مقداراست که خودراپشت نام مستعاری مانند”جیسون رودریگز!!!”پنهان می کند.ثانیامفلوک کسی است که آنقدربی سواداست که درنقل یک مصرع معروف”بعدازاین بروطن وبوم وبرش باید ری…”درمی ماندووقتی می گویم شعررا اشتباه نقل کرده ای،به جای بررسی اباطیل نوشته شده ات با عنادوکله شقی اصراربر درستی نقل خودکمی کنی.نمی دانم از لرزاند استخوانهای عشقی بیچاره درگور چه هدفی داری؟ثالثا مفلوک کسی است که ازخواندن چندخط متن نوشته من ،صفت “باستان پرست” رابرایم قائل شده.معلوم است مثل طوطی چندواژه راشنیده ای وباتکرارآن خودراافلاطون وهگل وآدورنو فرض کرده ای؟نه طوطی جان؛هیچ کجای آن نوشته دلیل برباستان پرستی نویسنده نیست.اگرسواددرحد اکابر هم داری آن متن رابخوان یا به بزرگترت بده بخواندتاببینی هیچ جا مسئله باستان گرایی یا باستان پرستی درکارنیست.درضمن طوطی جان!به محمدحسن میرزای قاجارطوری اشاره کرده بودی که انگارآن خدابیامرزناپلئون یا بیسمارک یاامیر کبیربوده.امثال آن مرحوم فقط به خاطربه دنیاآمدن در دربارقاجاروبه واسطه پدر وپدربزرگ خود مطرح شده بودندوالا به جان خودت طوطی عزیزم،مانند تونه سوادداشتند ونه عرضه کاری درعرصه داخله وخارجه کشور.درضمن مرحوم عشقی که یک شاعر بیشترهجو نویس ونمایشنامه نویس درجه سه وروزنامه نویس سطحی وشتابزده وعصبی بود،چه کاره مملکت بودکه بخواهدبیکاره ای مانندمحمدحسن میرزارا به سلطنت برساند؟؟؟معلوم است درعوالم طوطی گری برای توطوطی عزیز،واژه”سلطنت”هم مانند”باستان پرستی”و”رضا خان”وغیره هم فقط طنین بی مفهومی بیش نیست؟حال اگر طبع مازوخیستی وادبیات چاله میدانی توتمایل به ادامه این بحث دارد،خاطرنشان می کنم اگرتاپایان عمرت هم آنچه لایق خودوکسانت باشدبنویسی،مطمئن باش هیچ پاسخی دریافت نخواهی کرد.برگرد به قفست طوطی جان وتخمه ات رابشکن.

  • جيسون ردريگز
    ارسال شده 10 نوامبر 2016 در 1:16 ب.ظ

    میرزاده عشقی نویسنده ای درجه سه بوده مردک ؟ در دفاع از قزاق نسناس بیسوادی که درعکس بالا مشغول ولگردی در تخت جمشید خراب شده است هنر شاعر بزرگ ایران را خوار می شماری ؟ افسوس که تلاشهای عشقی،‌ ملک الشعرای بهار، فرخی و دیگر روشنفکران برای حفظ قاجاریه و دموکراسی اعطایی آنان به ملت ایران ثمر نداد و نقشه انگلیس و مزدوران باستان گرای هخامنشی پرست استعمار موفق از آب درآمد و در آ‌بان شوم ۱۳۰۵ احمدشاه دموکرات بی آ‌زار از تخت سلطنت پایین کشیده شد و استبداد جای ازادی نشست و درودیوار این مملکت آلوده کثافات شد. ولی چه افسوسی؟ وقتی انسان میبیند هنوز کفتارهای باستان گرایی همچون صباغ، رضاخان جلاد دموکراسی و مشروطه ایران را بر احمد شاه آزادیخواه ترجیح می دهند و متاسفانه همین تفکر دست بالا را در ایران دارد حق می دهد که این ملت سزاوار همین سرنوشت باشد.

ارسال نظر

0.0/5