اشتراک گذاری
درماندگي
پارسا شهري
خوسه دونوسو در كنار همنسلانِ خود، رماننويسان بزرگ آمريكاي لاتين، فوئنتس و ماركز و يوسا و كورتاسار، دوره «شكوفايي» را در ادبيات اين خطه رقم زدند. اما گذشته از تفاوتهاشان در سبك و جهانِ داستاني، دونوسو خصيصه منحصربهفرد ديگري نيز داشت. خصيصهاي كه شايد او را بيش از همنسلانش به نسل بعد از خود پيوند زد. اينكه دونوسو پيش از ديگران دريافت بايد راهي ميانه ادبيات يكسر بومي آمريكاي لاتين و ادبيات جهاني بيابد. آنطور كه در مقدمه «باغ همسايه» دونوسو از قولِ روبرتو گونسالس آمده است دونوسو نخستين داستانهايش را به زبان انگليسي منتشر كرد و گونسالس حتا معتقد بود اگر او نوشتن به زبان انگليسي را ادامه داده بود، جوزف كنرادِ آمريكاي لاتين ميشد. اما دونوسو به شيلي بازگشته بود تا راويِ زندگي مردم شيلي باشد، ترسيمگر شكستها و شكستخوردگان. مانونگو ورا، راوي «حكومت نظامي» نيز يكباره مسير خود را تغيير داده است و بعد از سيزده سال دوري از وطنش به شيلي بازميگردد «آنهم درست زماني كه يك حكومت نظامي تازهنفس چون بختكي بر زندگي مردم افتاده بود» در پي يافتن خود و كشف وطنش كه در دوران پينوشه يكسر چهرهاي متفاوت گرفته بود. همانطور كه دونوسو شيلي را سراسر متفاوت با آنچه هنگام ترك وطن ديده بود، يافت و مانونگو ورا هم در مواجهه نخست با شيلي آن را نشناخته بود و قصد داشت تنها چند روزي آنجا بماند تا در مراسم تدفين همسر رفيق قديمش، پابلو نرودا شركت كند. رمان با رجعت مانونگو، خواننده محبوب دوران انقلاب آلنده آغاز ميشود و مراسم تشييع و تدفين همسر نرودا. آغازي پُرمعنا و تمثيلي. درك و تعريف هويت و جايگاه مردمان آمريكاي لاتين همواره از دغدغههاي رماننويسان اين خطه بوده است. دونوسو نيز اواخر رمان، از زبانِ مانونگو ورا كه مدتي را در سلول كلانتري ميگذراند، تلاش ميكند تا چشماندازي از سرنوشت و آينده شيلي بهدست دهد. او در پاسخ به خبرنگاران كه پرسيده بودند «چرا در اين زمان بخصوص به شيلي برگشتيد؟» ميگويد «براي اينكه بمانم». «براي چه مدت؟» «براي هميشه.» او كه از نسلِ انقلابيون و معترضانِ به پينوشه است آمده تا براي هميشه بماند. مانونگو كه در بدو ورود به وطن، در خانه نرودا گفته بود وضعيت كشورش را درك نميكند، اواخر رمان ميگويد براي هميشه ميماند چون حالا ديگر دركش ميكند. عنوان اصلي رمان «حكومت نظامي» آنطور كه مترجم آن، عبدالله كوثري اشاره ميكند «درماندگي» بوده است. از همين عنوان شايد تا حدي رويكرد دونوسو در ترسيم شيلي كودتازده آشكار شود، كه برخلاف بسياران ديگر وقايع رمان را نه از طرفِ كودتاگران كه از درون مردمي ميكاود كه كودتا متحولشان كرده و كمابيش با وضعيت خفقان و ديكتاتوري حاكم خو كردهاند. او همزمان با نگاه خيره به منشأ قدرتي كه وضعيت اخير شيلي را رقم زده است، به تناقضاتي اشاره ميكند كه مردمان شيلي، حتي اهل مبارزه و مقاومت با آن درگيرند: از اوضاع سياسي و امنيتي كه با زندگي شخصي آدمها يكي شده تا جدالِ گروههاي مقاومت شيلي با هم، و شايد وجه تسميه رمان همين نگاهِ نويسنده به درماندگي مردمان شيلي باشد.
اينك جز «گردش» در مجموعه «داستانهاي كوتاه آمريكاي لاتين»، مخاطب فارسيزبان دو رمان مهم از دونوسو، «باغ همسايه» و «حكومت نظامي» را با ترجمه كوثري در اختيار دارد. دو رمانِ اخير از يك منظر نسبتهايي با هم دارند: «باغ همسايه» گزارشي واقعگرايانه از زندگي نويسندهاي در تبعيد ارائه ميدهد اما يكباره با چرخشي نامنتظر، مخاطب را به ترديد واميدارد. در «حكومت نظامي» نيز صحنه آخر تمثيلي از «شَر» ميسازد كه شايد همزاد ويرانيِ سازنده است: ويرانكردن براي بازساختنِ واقعيت فريبكار.
