رفتن به محتوا رفتن به فوتر

کالبد شکافی یک فیلم/ گذشته اثر اصغر فرهادی

10 نظر

  • ali
    ارسال شده 8 اکتبر 2013 در 10:12 ق.ظ

    فیلم بسیار بدی بود. استیل فیلم های فرهادی رئال اجتماعی است که چرک نشان دادان جامعه است . مخصوصا با آن قابهای بسته و دوربین روی دست در جدایی که جو خفقان را می رساند تا چهره ایران را عصبی و سیاه نشان دهد.
    اما در فیلم “گذشته” رئال رمانتیک بود که بخاطر فرانسوی بودن کار است تا از فرانسه حس بدی پیدا نکنیم. شات های پایین شهر آنان بسیار سرسبز با قاب دختری در بالکن بسیار رومانتیک بود.(ماریا و لوسی در بالکن)
    دادگاه های ما شلوغ پر از ضجه و یک قاضی عصبی ولی دادگاه های آنان شیک با قاضی های با شخصیت و قانونی.
    اینها با رئال اجتماعی فاصله دارد و نشان از چشم پوشی از وقایع است. یادمان نرود در آلمان که قدرمطلق اروپا است یک زن محجبه را در دادگاه با چاقو کشتند.
    احمد نماینده جریان سبز در چهار سال پیش است که نتوانست انجام شود، یک کتک خورده احمق است که دربرابر خیانت های ماریا فقط باید معذرت بخواهد. هرجا احمد حضور داشته باشد به رنگ سبز است و هرجا سمیر باشد خردلی هست.(رنگ زدن خانه)
    زن در سینمای غرب یعنی سرزمین. ماریا یعنی فرانسه که مادر انقلاب ها است. از انقلاب ایران سال ۵۷ (اوایل فیلم: در آجری و سبز ورودی به باغ و سردر شبیه نوفل لوشاتو) تا جریان سبز ۴ سال پیش(احمد) که نشد تا انقلاب های جدید عربی (بچه تو شکم سمیر) . فواد بچه بزرگ سمیر که از زن قبلیش هست نماینده سلفی هاست عصبی و خشن که اون هم مال فرانسه(زن قبلی) هست. لوسی نماینده نسل جدید ناسیونال فرنسه است که نمی خواهد مادر انقلابها باشد و در فیلم محکوم میشود.(اشکال فیلمنامه ای: چرا اول فیلم لوسی از مادر و سمیر بدش میاد درحالی که خودش گناه کار بوده ) نعیما یک عرب غیرقانونی است و همه تقصیرها گردن او می افتد نماینده عرب های دور از کعبه فرانسه هست. (اشکال فیلمنامه ای: اگر عمل سمیر و ماریا اونقدر در جامعه فرانسه بد هست که گفتنش به همسر قبلیش باعث خودکشیش شده چرا متهم فیلم سمیر و ماریا نباشند که هردو خائنند اما متهم فیلم نعیما و احمد احمق است.)
    کدام ایرانی وقتی زنش خیانت میکنه بیخیال و سیب زمینی هست و بعدش بیاد کمکش کنه آشپزی کنه مشکلات زندگی از فاضلاب خونه مادر انقلاب را درست کنه تا از رقبیش حمایت کنه تا از لوسی.
    چرا اگر مردی دو همسر داشته باشد آنقدر بد است که به پوارو بازی های احمد نیاز میشود اما دو شوهر داشتن یک زن در یک زمان اشکالی ندارد و تیپ روشنفکری نشان داده می شود.
    این فیلم بسیار نژادپرستانه بود و ماریا همیشه در فیلم حق بجانب بود بدلیل اینکه فرانسوی بود. اینها سبک فرهادیه. چون فرانسوی بودن باید کوتاه اومد و تعظیم کرد. همچنین سلین زن قبلی سمیر هم نقش مثبت فیلم است. متاسفم که این فیلم به عنوان یک فیلم ایرانی معرفی میشود. این فیلم یک تعریف بزرگ از فرانسه بود و این که کشورهای جهان سوم باید به خدمت فرانسه باشند.مثل سمیر و احمد در خدمت ماریا.
    خیلی جالبه اونجا که احمد بعد کلی دوندگی به ماریا میگه برو طناب بیار ساکمو ببندم میگه ساک قبلیت تو انباریه خودت برو وردار. ببین اینها حقارت ایرانیه. اینکه تو ایرانی همیشه متهمی حتی اگر من ماریا خیانت کنم و بچه تو شکمم باشه. تو باید تعظیم کنی به فرانسه. سمیر تو هم آخر فیلم خوردت میکنم تو هم باید تعظیم کنی. اینا رئال اجتماعیه یا وادادگیه اصغر آقا.
    ماریا: “احمد چهار سال پیش یادت نیست چه حالی داشتی. می خواستی خودکشی کنی؟” منظور : فرانسه خطاب به جریان سبز ایران: دوره شما گذشت همین که نیم نگاهی بهتون کردیم بسه برای شما. چهار سال پیش باید موفق می شدید. حالا با انقلاب عربها هستیم. بخاطر همین به لیبی و سوریه نیرو فرستادیم.
    آقای فرهادی تو ایرانی هستی. فکر میکنی میتونی ایرانی را خورد کنی. فحش بدی به ایرانی تا بهت جایزه بدن. عمرا.

  • آریایی فر
    ارسال شده 19 اکتبر 2013 در 10:07 ق.ظ

    آخی بمیرم علی جان توهم بد دردیه اون هم…

  • علی
    ارسال شده 20 اکتبر 2013 در 10:51 ق.ظ

    آقای به اصطلاح آریایی فر از نقد زیبای شما بسی بهره بردم. نظر شما این جرقه را در وجودم تبلور داد که احمد در فیلم نمونه یک آریایی واقعی است!

  • حسین حسینی
    ارسال شده 16 دسامبر 2013 در 11:00 ب.ظ

    سلام
    متن کاملی بود ولی انتظار داشاتم نقد یا تحلیلی هم داشته باشیم. این بیشتر مثل یک رژه اطلاعات است که صدقه سری فیلم اصغر فرهادی نصیب این صفحه شده…
    نقد در این حجم خوانده نمی شود، شاید شنیده شود؛ البته شاید!
    به هر حال خوش به حال کودک درون نگارنده (یا نگارندگان ) این نوشته ها که این همه می دانند… الهی که بیشتر بدانند..

  • ترانه
    ارسال شده 17 دسامبر 2013 در 8:59 ب.ظ

    آقای محترم علی.از جمله اولتون شروع می‌کنم :” استیل فیلم های فرهادی رئال اجتماعی است که چرک نشان دادان جامعه است”

    رئال اجتماعی یعنی واقع گرایی. دیدن حقایق اجتماع نه این چیزی که شما نوشتید! که البته احتمالا با توجه به معنای لغوی امری بدیهیه!

    دوم. موضوع فیلم جدایی نادر از سیمین یک دعوا بین دو خانواده ست. در صورتی که موضوع فیلم در گذشته، دو تا آدمی هستن که از هم جدا شدن و البته حالا سمیر هم هست. که گذشته رهاشون نمی‌کنه. توی فیلم جدایی حکمی که داده می‌شه مهمه. بنابراین طبیعیه که دادگاه باید پررنگ بشه. مشاجره موضوع اصلی جداییه. اختلافی که پیش اومده. در صورتی که در گذشته دادگاه اصلا مطرح نیست. فقط یک رسمیت شدن جداییه. و موضوع فیلم نیست.

    بعد. تو فیلم گذشته سمیر به همسرش خیانت کرده ولی اینجا احمد کسیه که از همسرش که ماریا باشه چند ساله جدا شده. و اصلا اومده پاریس که طلاقش رسمی بشه. اون وقت زندگی جدید همسرش درست یا غلط بعد از جدایی به احمد چه ارتباطی داره؟ و شما دائم داری می گی زنش بهش خیانت کرده! اصل صورت مساله فیلم اینه که اینا چهار ساله جدا شدن!

    آلمان قدر مطلق اروپاست چه ربطی به فیلم فرهادی داره؟ آلملنی ها نژادپرستن و اینو همه می‌دونن. کشته شدن یه زن محجبه در دادگاه آلمان توسط یه عده نژادپرست چه ربطی به فیلم گذشته داره؟ چرا فرافکنی می‌کنید؟! چرا مرثیه خوانی می‌کنید؟ به صحرای عاشورا زدن چه ارتباطی به نقد یک فیلم داره؟!

    از طرف دیگه من با داستان و ادبیات داستانی بیگانه نیستم و طی نقدی که بر فیلمنامه فیلم فرهادی بین ما شد قوی ترین شخصیت فیلم سمیر هست. نه به لحاظ تایید رفتارش! از نظر شخصیت شناسی در ادبیات داستانی. این جدای از قضاوت رفتاری این آدمه که به همسرش خیانت کرده و قطعا بحثش جداست.

    برخی نکات و نمادهاتون هم در نوع خودش جالب، عجیب و خنده دار بود. مثلا قسمت آخر در مورد چمدون!

    و کسی که عوام فریبی و سیاهه نمایی می کنه شما هستید که با جور کردن نمادها و فلسفه ها به هر صحرایی که دلتون خواست زدید. قضاوت با خوانندگان. اما اگر این نقد رو نوشتم نه برای شما بلکه برای مخاطبی هست که این صفحه رو می خونه وگر نه علاقه ای به بحث کردن با جنابعالی ندارم.

    در نهایت نظر شخصی خودم اینه که فیلم خوبی بود اما ایرانی نبود و ارتباطی به ایران نداشت و می تونست در هر کجای دیگه جهان ساخته بشه.

    از ایران فقط قورمه سبزی داشت. که احتمالا نمادی از جنبش سبزه! :))

  • ترانه
    ارسال شده 17 دسامبر 2013 در 9:06 ب.ظ

    البته اون طور که دوستان عرض کردن احتمالا باید نماد جنبش سبز باشه! 🙂

  • علی
    ارسال شده 22 دسامبر 2013 در 9:32 ق.ظ

    سلام به ترانه خانم
    من ممنون هستم که توجه کردید.
    ببینید احمد و ماریان طلاق نگرفتند. قانونا براساس قوانین حقوقی فرانسه زن و شوهرند. اصلا احمد وقتی به فرانسه می آید تعجب میکند که هنوز طلاق نداده ماریان با یک مرد دیگر هست و حامله هست. یعنی قبل از بحث طلاق ماریا و سمیر باهم رابطه داشتند که حالا حامله هست.
    رئالیسم انواع دارد. این نوع رئالیسمی که در ایران رواج دارد اصطلاحا رئالیسم اجتماعی است که در آن فقط به بیان نواقص و بزرگ کردن آن می پردازد تا به چشم بیاید. برای مثال قاب کردن قسمت خراب دیوار در فیلم قاعده تصادف
    زبان سینما یعنی بیان همین نمادها و حرف زدن غیرمسقیم در لایه پنهان داستان ها در فرمت قاب سینما. بنده فیلمنامه نویسی و کارگردانی هم آشنا هستم. شاید از نظر شما خنده دار باشد. این که گفتید: “جور کردن نمادها و فلسفه ها به هر صحرایی که دلتون خواست زدید.” نشان می دهد که با زبان سینما آشنا نیستید.
    سینما یک زبان است البته با لحن و ادبیات خودش. و یک فیلمنامه نویس و کارگردان زبردست هرگز سکانسهای فیلم خود را به بیان یک داستان خانوادگی تلف نمی کند بلکه در لایه های مختلف آن پیام خود را ارسال می کند.
    برای مثال بیان زیبایی یک خانواده و مرد غیور خانواده در فیلم بسیار زیبای گلادیاتور در فضایی پر جنگ و خشونت، احساس لطافت یک خانواده به بیننده ارساله می گردد. این از درسهای ایتدایی رسانه های جمعی است.
    در مورد دانشمندان آلمان هم مطالعه کنید. آلمان فقط نازی نیستند. درحالی در علوم مختلف اعم از انسانی و جامعه شناسی در اروپا قله هستند. سرفصل همه علوم جدید غرب آلمان ها هستند. حتی هارپ هم از پروژه های تحقیقاتی آلمانهاست.
    بهرصورت منظور من از طرح جامعه آلمان به عنوان کشوری بر اساس استانداردهای اروپا بود و اینکه بر اساس سبک رئال اجتماعی فرهادی باید نواقص فرانسه را نشان می داد نه اینکه به تعریف فرانسه بپردازد.
    شما مطرح کردید “قوی ترین شخصیت فیلم سمیر هست.”
    بله سمیر شخصیت قویی داشت باغیرت، ناراحت میشد که ماریان با احمد حرف میزند. اما شخصیت ماریان و سلین برتر از سمیر و مثبت و فداکار نشان داده شد. کسانی که شرقی ها و اروپایی های خودخواه(پدر لوسی همسر اول اروپایی ماریان است) برای آنها مشکلات زیادی درست کرده اند و کسی قدردان آنها نیست که در آخر فیلم سمیر این واقعیت! را می فهمد و نادم می شود.
    یا مثلا احمد بعد طلاق بجای برگشتن به ایران وظیفه دارد با پوارو بازی بفهمد چه کسی ایمیل های ماریان را برای سلین سند کرده است. این از وظایف! احمد شرقی در قبال ماریان هست. از همه بدبخت تر و سیاه تر (سیاه نمایی اینجاست) وضعیت نعیما است چون یک مهاجر غیرقانونی است کاملا به لجن کشیده میشود. مهاجر غیر قانونی یعنی عرب آفریقایی که به قوانین فرانسه احترام نگذاشته است.
    سینما می تواند حق را باطل و باطل را حق نشان دهد زبان سوفسطاییان جدید

  • ترانه
    ارسال شده 22 دسامبر 2013 در 9:34 ب.ظ

    زبان هم می‌تونه بر اساس هدف و منظور هر چیزی رو که بخواد القا کنه!

    من فیلم رو دیدم. و من از هر کسی با هر فرهنگی بر اساس همون فرهنگ توقع دارم. از ماریان توقعی رو دارم که از یه فرانسوی می‌شه داشت.با فرهنگ فرانسه. شما زبان سینما رو بلدید کافیه!
    من زبان سینما رو هم نشناسم زبان داستان رو می‌شناسم. شخصیت ها رو و قوت و ضعفشون رو. و می‌تونم تشخیص بدم چه کسی قوی‌تره. و شما فکر می‌کنید کسی که داستان رو بشناسه داستان فیلم رو نمی‌شناسه؟! زبان نمادها رو نمی‌شناسه؟!
    اون طور که شما دارید می‌گید من می‌تونم بگم هر چی به هر علتی نماد هر چیزی هست. و کیه که درستی یا غلط بودنش رو اثبات کنه؟!
    من شاید بگم این فیلم یه فیلم فرانسویه و ایرانی نیست ولی فقط همین.

  • علی
    ارسال شده 23 دسامبر 2013 در 8:45 ب.ظ

    ترانه خانم شما می توانید نظر مرا قبول نکنید. اما انتظار دارم که دلیلی بیاورید که بتوانم خودم را قانع کنم و بگویم: خوب حق دارد.
    در مورد “… هر چی به هر علتی نماد هر چیزی هست. و کیه که درستی یا غلط بودنش رو اثبات کنه؟!”
    این در مورد هر فیلم و هر کارگردان صدق نمی کند.

  • ترانه
    ارسال شده 23 دسامبر 2013 در 9:11 ب.ظ

    من هر چی رو که می‌خواستم بگم گفتم.

    دلیلی برای قانع کردن شما نمی‌بینم! هر کسی می‌تونه نظر خودش رو داشته باشه و کسی هم اگر!این مطالب رو بخونه می‌تونه موافق یا مخالف باشه. و خودش فکر کنه که به نظرش چی می‌تونه درست باشه. یا اصلا حرف جدیدی داشته باشه.

ارسال نظر

0.0/5