اشتراک گذاری
ترجمه: آنی هُوسِپیان
درباره شاعر:
ادوارد هارنتس، متولد 1981، ارمنستان. فارغالتحصیل شرقشناسی از دانشگاه دولتی ایروان و دانشگاه قاهره در مصر. در کل 12 جلد کتاب از هارنتس تا کنون چاپ شده، وآثارش پیوسته در نشریات ادبیِ داخلی ارمنستان و خارجی منتشر میشود. ادوارد هارنتس، بارها به دریافت جوایز و دیپلمهای افتخاریِ ادبی بینالمللی نایل شده و آثارش به بیش از 70 زبان ترجمه شده است (بیشترین ترجمه به زبانهای مختلف تا کنون).
از این شاعر تاکنون اثری به فارسی ترجمه نشده و این برای نخستین بار است که به مخاطبان فارسی زبان معرفی میشود.
*
برای پدرم
از آسمان فرود آی؛
دریاب گلی را
که به نشان عشق، به تو تقدیم نشد؛
بشناس تشویقهایی را
که با دستزدنهایشان تو را دیگر نخواهند خواست؛
بهیاد آر چشمهای زنی را
که خون نامت را مژهبهمژه نبلعیدند؛
ببوی، جوهرِ بر بالشت را
که سنگینی میکند بر گردنت؛
گوش نکن،
بنگر صدایم را،
که چون سنگهای پرتاب نشده بهسویت، هرگز محو نشدهاند؛
گردآور سنگهایی را
که خانهات را با آنها نساختی؛
بگشای پنجرۀ آن خانه را
دلتنگ آسمان سرزمینت باش
همان جایی که نیستی؛
فرود آی.
در پیشگاه این کتاب بایست
ورق بزن صفحهها را
و به تو، داده نخواهد شد
پاسخ این پرسش که
«برادرت، هابیل کجاست؟»؛
به سخره بگیر
سایۀ بر کتاب افتادهات را
که هرگز از آن تو نبوده است؛
پاره کن این صفحه را
همان که نخواندی…
پارهاش کن
هزار تکهاش کن
و آتشی بیافروز
همان که هرگز نیفروخته بودی،
برای گرم گردن قلبت در شبهای سرد زمستان؛
اما پیش از آن باید سرما را بچشی
حالا حسش کن، «اکنون و تا ابد»
چراکه آن، از آن توست؛
به ارادۀ تو،
و «چنین خواهد شد»،
در همان دَم – در همان جا؛
ای پدر من که در ملکوت نیستی
از آسمان فرود آی.
