رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر

برچسب: روایت یک روز از زندگی فهیمه رحیمی

فهیمه رحیمی به روایت فهیمه رحیمی

خنکای سپیده دم یکی از آخرین روزهای شهریور ماه، حلاوتی خاص به زن بخشید. در تختخواب کنار پنجره غلتی زد. صدای بانگ موذن از دور دست ها می آمد. شاید از نزدیک ترین مسجد در خیابان بهار جنوبی تهران. برحسب عادت سالیان دور زن نیم خیز شد. چشم هایش را مالید و به سراغ پرده…

ادامه مطلب