تولدت مبارك بهرامْ پسر
مژده شمسايى
داستان بهدنياآمدنت را بارها مادرت برايم تعريف كرده بود. شايد به بهانهى من اين خاطرهى خوش را با خودش مرور و انگار در زمان سفر مىكرد. برق چشمانش و شوروشعف كلامش نشان از رضايت و غرورِ داشتن فرزندى چون تو بود. مىگفت و مىگفت تا مىرسيد به آنجا…
