به پايين كه رسيد، سر بركرت گلولهاي از آتش شده بود و شعلههاي آبيرنگي داشت از كف و ديوارها زبانه ميكشيد و دست كلاين داشت داغ ميشد. كفشها و پاها و پيراهناش هم آتش گرفته بود. سعي كرد آتش روي خودش را خاموش كند و وقتي كه گُر گرفت، به هر طريقي كه بود از…
