«شب ظلمانی یلدا»
اثر رضا جولایی / نشر چشمه
هجوم جماعت آغاز شد. خدمه سوار بر چند گاری شده و حرکت کرده بودند. صاحبمنصب جوان سوار بر آخرین گاری بود و قرابینش را بهسوی ما قراول رفته بود که پیش نیایید و الا هلاکتان میکنم. مشتی به دنبال او دویدند. یکی از آنان را…
ادامه مطلب