از این هفته «مد و مه» گلچینی از جالب ترین اخبار فرهنگی و هنری را در قالب یک بسته ی خبری هر هفته به مخاطبان ارائه خواهد کرد، این بسنه خبری در طول هفته، هر روز به روز میشود!
گلشیفته فرهانی با بهروز وثوقی همبازی شد
هفته آینده قرار است تئاتری در آمریکا و کانادا به روی…
مردی که خود را دکتری دندانپزشک معرفی می کند، در شبی سرد ناگهان جلوی برادران «اسپک» را گرفته و از آن دو که تاجر برده هستند در خواست خرید برده ای بنام «جانگو» را می کند. اما زمانیکه دکتر می خواهد با آن دو مذاکره کند یکی از برادران به سمت او اسحله کشیده و…
تقریبا کمی بعد از اکران فصل کرگدن در برخی کشورهای خارجی و در زمانی که فیلم در چند جشنواره برون مرزی نیز به نمایش در آمده، تماشاگران داخلی نیز توانستهاند نسخه دانلود شده آن را تماشا کرده و خود به فضاوت این فیلم بنشینند. آنگونه که به نظر می رسد، فصل کرگدن در محافل داخلی…
یکی از محبوبترین فیلمها در میان منتقدان و علاقمندان سینما، شاهکاری برای بارها و بارها دیدن. در ژانر خود و در سالهای تولید آن، تنها رقیب جدیاش پدرخوانده ی کاپولاست، شاید برخی پدرخوانده را به این فیلم ترجیح بدهند، اما کم نیستند کسانی که این فیلم را به دلیل غنای مایه های نوستالژیک آن و…
نوشته زیر یکی از تاثیر گذارترین و بهترین روایت هاست درباره روزهای آخر عمر غلامحسین ساعدی، سالها از نخستین انتشار آن در کلک می گذرد اما هنوز خواندنی ست، هر چند خواندن آن بیش از اینکه لذت بخش باشد، سرشار از اندوه است. چرا که ما را در حال و احوال روزهای آخر ساعدی شریک…
هرچند فصل کرگدن به لطف فیلمبرداری درخشان تورج اصلانی و البته توانایی های خود قبادی از نکات قوت زیادی به لحاظ بصری بهره میبرد. اما به لحاظ مضمونی اثریست مغرضانه و یکسویه و مهمتر از همه دارای ضعفهای بارز در چفت و بست فیلمنامهست و بی اغماض تصویری ناشایسته از ایرانیان نشان میدهد. این ماجرا…
یک:
بالاخره فیلم فصل کرگدن ساخته بهمن قبادی در فضای مجازی قرار گرفت و برای ایرانی جماعت هم که چاره ای نداشت جز دانلود فیلم، قابل رویت شد. پس از تماشای فیلم به این نتیجه رسیدم به جای پرداختن به خود آن بهتر است، چند نکته در حاشیهی آن گفت.
نگاهی به کارنامه بهمن قبادی،…
پاتریشیا های اسمیت کتاب آقای ریپلی با استعداد (The Talented Mr. Ripley) را در سال 1955 نوشت. این کتاب در سال 1956 جایزه ادگار آلن پو و در سال 1957 جایزه بزرگ داستان های پلیسی ((Grand Prix de Littérature Policière در فرانسه را از آن خود کرد. در ایران کتاب آقای ریپلی با استعداد با …
این روزها خیلی از نویسندگان عادت دارند برای نوشتن از کامپیوتر شخصی خود استفاده کنند، حتی حک اصلاح نوشته خود را نیز با آن انجام می دهند. اما برخی بر این عقیده اند که نوشتن با قلم و کاغذ به نتیجه بهتری ختم می شود و هنوز هستند کسانی که اینگونه می نویسند، جتی اگر نسلشان…
در 1889 سال تولد من، چالی چاپلین به دنیا آمد، سونات کرتروز1تولستوی منتشر شد، برج ایفل ساخته شد و هیتلر و ظاهرا الیوت هم دیده به جهان گشودند. در تابستان آن سال فرانسویان صدمین سالگرد به آتش کشیدن باستیل را جشن گرفتند و در شب تولد من، 22 ژوئن، جشن چله تابستان برگزار میشود.
نام…
مانی حقیقی همواره کوشیده فیلمهایی بسازد که هم برای مخاطب جذابیت داشته باشد و هم اینکه به لحاظ فرمی و مضمونی حرفهایی برای گفتن داشته باشد، پذیرایی ساده نیز از این قاعدن مستثنی نیست و در کارنامه حقیقی فیلم درخور اعتنایی هم محسوب می شود .
***
پس از فراز و نشیب بسیار سرانجام فیلم…
تماشای عکس های قدیمی به خصوص دوران کودکی همیشه جذاب بوده، سایت فلیوروایر (flavorwire ) چند عکس از مجموعه عکسهای دروان تحصیل نویسندگان مطرح دنیا را جمعآوری کرده است. مجموعهای از عکسهای دوران مهدکودک تا روزهای آخر دبیرستان و فارغ التحصیلی نویسندگان مورد علاقه خود را در زیر ببینید.
1-ارنِست میلر همینگوی (Ernest Hemingway) از نویسندگان برجسته…
پاتریشیا های اسمیت، نویسنده داستان های معمایی و جنایی در سال ۱۹۲۱ در شهر تگزاس آمریكا متولد شد اما دوران كودكی او در نیویورك گذشت. پدر و مادرش هر دو از بازیگران فیلم های تبلیغاتی بوده و قبل از تولد او از هم جدا شده بودند. های اسمیت تا سن دوازده سالگی پدرش را ندید.…
نام کتاب: زمستان معشوق من است،
شاعر: مانا آقایی،
ناشر: سیپرس،
جای نشر: استکهلم،
نوبت چاپ: چاپ نخست 1391،
ساعت ماه
بعضِ شبها
ماه ساعت گردی میشود
با صحفهای نقرهی رنگ ودرخشان
بعد پایین میآید
آنقدر که در درخت پشت پنجره گیر میکند
صدای تیک تاک خوابآورش را میشنوم
دستهایم را به شیشه میچسپانم
و…
اوایل جوانی که به انگلستان اعزام شدم کتاب نویسندهای فرانسوی را خریدم. نامش برایم ناآشنا بود، اما عنوان کتاب بسیار جذاب بود: . Deathon the Installment Plan بوروکراتیک به نظر میآمد و با وجود فهرستهای یکنواخت، خوب تنظیم شده بود: مرگ قسطی با خواندن آن به راستی که با اوضاع و احوال دورهای بیش از…
نخستین بار که «بچه رزمری» پولانسکی را دیدم یک هفتهای شب و روز به جزییاتش فکر می کردم، گاه شبها از خواب برمیخاستم، چیز دیگری جز آنچه در فیلم دیده بودم به ذهنم نمیآمد و در آن حال خواب و بیداری به آن فکر میکردم، کمتر با فیلمی روبه رو شده ام که چنین تاثیر رهایی…
آثار ادبی سلین، مانند شمار بسیاری از دیگر نویسندگان قرن بیستم، شدیدا با جایگاه ادبیات داستانی نویسنده در مقابل علایق سیاسی او ویژگی مییابد. برای برخی از منتقدین، یهود- ستیزی سلین و جانبداری او از فاشیستم ابهاماتی را در خصوص “کیفیت” آثار او دامن میزند. منتقدین، آثار آشکار ایدئولوژیکی اواخر دههی سی او را به…
چه اهل فوتبال یاشی و چه نباشی، نمی توانی در برابر دربی قرمز و آبی پایتخت بی تفاوت باشی. ما هم به عنوان یک آبی سنتی (!) از دیرباز پای این بازی نشسته ایم، مخصوصا در این یکی دو - سه ساله که یک آبی دو آتشه در خانواده ما ظهور کرده و چه بخواهیم…
این رمان خارق العاده اثری است برجسته با قدرت و غنایی که کوتهفکران موفرفری ادبیات بورژوایی ما را با آن آشنا نمیکنند. هزاران بیاعتنایی تحمیلی نیز نمیتواند مانع از آن شود که ما از این کتاب استقبال کنیم، آن هم به شیوهای متفاوت با رمانهای پاکدامن و آرمانگرا، رمانهای توله سگهای دانا. سفر به انتهای…
شاید نتوان مشخص کرد که صدای یک بازیگر، چند درصد از کار او را تشکیل میدهد، اما بیگمان میتوان گفت صدای بازیگر می تواند حاصل کار یک بازیگر را ارتقاء دهد و یا اینکه کامل آن را زمین بزند. همانگونه که خیلی از ستارگان سینمای صامت با ورود صدا، صحنه را ترک کرده و خانهنشین…
«هیچ لازم نبود که در را باز کنند: در خودش باز بود، و همچنین هیچ لازم نیست که بگوییم اول کدام یک به درون آمدند:
معلوم است- اول خانمها و بعد آقایان.»
این یکی از بهترین شروع هایی ست که در یک داستان کوتاه فارسی خوانده ام. همانقدر ساده و تکان دهنده که از یک…
بهرام صادقی شخصیت غریبی است، آرام بود و صمیمی، اما این ظاهر او بود ظاهری که همچون پردهای ضخیم، درون پرتلاطم و ناآرام او را از دیدرس غریبه هایی که قادر به درک او نبودند پنهان میکرد.
دومین باری که بهرام صادقی را دیدم، پیش از ظهری بود در هتل نادری. اولین بار در کافه…
چند سال پیش وقتی داوران جشنواره سانفرانسیسكو جایزه خود را به عباس کیارستمی اهدا کردند و او نیز این جایره را به بهروز وثوقی که در سالن حضور داشت، تقدیم و تاکید کرد این جایره را به وثوقی میدهد برای همهی سالهایی که در سینما حضور داشت و همهی سالهایی که نتوانست حضور داشته باشد…
نیره رحمانی: چند روز بعد از معرفی نامزدهای هقتاد و پنجمین دوره مراسم اسکار، دیگر جایزه معتبر امریکایی که معمولا نتایج آن می تواند به گمانه زنی ها درباره اسکار قوت بدهد، اعلام شد. هفتادومین مراسم سالانه جوایز گلدن گلوب (2013) که به معرفی برگزیدگان سال 2012 اختصاص داشت، با اجرای "تینا فِی" و "امی…
بهرام حدود ساعت نه و نیم به منزل آمد. دخترها خواب بودند. برای صرف شام با بهرام به آشپزخانه رفتیم (شام آن شب باقلاپلو با گوشت بود) . در حین صرف شام، بهرام دربارهی کرم بهداشتی بپانتن و قدرت پیشگیرندگی قرصهای آن در ریزش موی سر حرف میزد. ناگهان کلامش قطع شد، دستی که قاشق…
بهرام صادقی شعر هم میگفت، حتی پیش از آنکه قصهنویسی را آغاز کند، شعرهایش را اغلب نام مستعار چاپ میکرد، نام مستعاری که با ترکیب حروف نام اصلیاش ساخته بود: صهبا مقداری. البته شعرهای صادقی به قوت داستانهایش نیست. داستان نویس بی همتا و نابغه معاصر، در شعر و شاعری چندان ممتاز به نظر نمی رسد.…
کم نیستند کسانی که باور دارند که بهروز وثوقی بهترین و قدرتمندترین بازیگر تاریخ سینمای ایران بوده، البته چه با این ادعا موافق باشیم و چه نباشیم، چندان گزافه به نظر نمی رسد، و دست کم او را می توان جزو انگشت شمار بازیگران توانمند تاریخ سینمای ایران محسوب کرد. به خصوص اینکه او درست…
اگر عاشقانه بودن مضمون رمان و بهره بردن از یکسری قواعد آشنا در این گونه آثار را مصداقی از خوانندهمحور بودن بدانیم، حمید رضا امیدی سرور با نخستین رمانش «از پائولو کوئلیو متنفرم!» ، ما را با اثری خوانندهمحور به جهت طرح کلی مضمون این رمان، روبرو ساخته که با استفاده از شیوهی ساده نویسی…
نوشته زیر را می توان اولین معرفی و نقد مجموعه آثار بهرام صادقی به حساب آورد، نوشته ای که در مجله نگین در 31 تیر ماه 1349، اندک زمانی بعد از انتشار سنگر قمقمه های خالی (که در این نسخه -چاپ نخست- ملکوت هم جزو این مجموعه بود)، منتشر شده. به هر حال از آنجا…
اواسط دههی چهل بود. از فرانسه برگشته بودم و دوباره سردبیری سخن را به عهده گرفته بودم. هفتهای یک شب نویسندههای مجله گردهم میآمدند. دکتر خانلری هم میآمد و دربارهی مطالب آن شماره بحث میشد. بهرام صادقی هم میآمد اما مدتی بود که دیگر داستانی ننوشته بود. در یکی از آن روزها در کنار او نشستم و…