سينما، آنگاه كه دست در دست ادبيات ميگذارد، از قاب تصوير فراتر ميرود و به قلمرو حافظه و تامل پا ميگذارد. شاهكارهاي ادبي، انباشته از زيستِ انسان، تعارض، سكوت و فريادند؛ گنجينههايي كه اگر به درستي دستمايه فيلم شوند، روايت را از سطح حادثه به عمق معنا ميبرند.
من و سینما به لحاظ زمانی با هم جور درنمیآییم، در اکسفورد ساعت هفت شب فیلم نمایش میدهند و شهر ساعت نه و نیم شب به خواب فرو میرود. زندگی من طوری میگذرد که نمیتوانم با این روش خودم را همخوان کنم