رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر

برچسب: جهان داستان

جهان داستان(۳۶): «کلاه کلمنتیس»، اثرمیلان کوندرا ترجمه احمد میرعلائی

در فوریهٔ ۱۹۴۸، رهبر کمونیست، کلمنت گوتوالد۲ در پراگ بر مهتابی قصری به‌سبک باروک قدم گذاشت تا برای صدها هزار نفر انسانی که در میدان شهر قدیم ازدحام کرده بودند سخن بگوید. لحظه‌ئی حساس در تاریخ قوم چک بود. از آن لحظات سرنوشت‌سازی که فقط یکی دوبار در هر هزار سال پیش می‌آید.

ادامه مطلب

جهان داستان(۳۵): پادشاهی‌ای که سقوط کرد / نوشته‌ی هاروکی موراکامی

درست پشت کشور پادشاهی‌ای که سقوط کرد یک رودخانه‌ جاری بود. رودخانه جریان آب زلال و دلنشینی داشت و ماهی‌های بسیاری در آن زندگی می‌کردند. درونش علف‌های هرز هم می‌روئیدند و ماهی‌‌ها علف‌های هرز را می‌خوردند. ماهی‌ها اهمیتی نمی‌دادند که کشور پادشاهی سقوط کرده است یا نه. اینکه آن کشور، پادشاهی بود یا جمهوری…

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۴): «دیر» اثر استیون میلهاوزر / ترجمه: رضا پورسیدی

استیون میلهاوزر داستانْ‌کوتاه‌نویس و رمان‌نویس آمریکایی است، متولد سال ۱۹۴۳ در شهر نیویورک. او در سال ۱۹۹۷ بخاطر رمان مارتین درسلِر برنده‌ی جایزه پولیتزر برای داستان شد.

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۳): «شناسنامه» اثر ویکتوریا توکاروا

ویکتوریا توکاروا متولد ۱۹۳۷ در لنینگراد (اتحاد جماهیر شوروی) است. عشق او به ادبیات از دوازده‌سالگی شروع شد، وقتی مادرش داستان «ویولن روتشیلد» از چخوف را برایش می‌خواند. این عشق به ادبیات خیلی زود جایش را به داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی داد. از دهه شصت تا امروز آثار زیادی در حوزه ادبیات داستانی و نمایشی خلق…

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۲):« غار بادی» اثر هاروکی موراکامی

پانزده ساله که بودم خواهرم مرد. مرگش ناگهانی اتفاق افتاد. آنموقع او دوازده سال داشت و سال اول پیش دبیرستان بود. با مشکل قلبی مادرزاد بدنیا آمده بود، اما بعد از آخرین جراحی‌‌هایش، در سال آخر ابتدایی، دیگر علائمی از بیماری بروز نداده بود، و خانواده‌ی ما دوباره قوت قلب گرفته بود

ادامه مطلب

کرونا در ادبیات؛ داستانی از اولگا توکارچوک/ جهانی جدید از پنجره‌ی من

در روزهایی که جهانْ با ویروس کرونا دست و پنجه نرم می‌کند بعضی از نویسندگان، دست به قلم شده‌اند و ، اینجا و آنجا ، در حال و هوای این روزها مطالبی نوشته‌اند. اولگا توکارچوک، نویسنده‌ی لهستانیِ برنده‌ی جایزه‌ی نوبلِ ادبیاتِ سال ۲۰۱۹ یکی از این نویسندگان است که ترجمه‌ی انگلیسی نوشته‌ی او در…

ادامه مطلب

داستان کوتاهی از ویکتور ارافیف (نویسنده‌ی رمان «استالین خوب»)؛ در روزگار کرونا / ایل‌و‌تبار ویروس‌ها

این روزها، درگوشه‌وکنار جهان، یک نام بیشتر از همه‌ نام‌ها شنیده و خوانده می‌شود، و آن «کرونا» است: ویروسی که حالا از دنیای زیست آدم‌ها به دنیای ادبیات وارد شده. یکی از داستان‌هایی که در اینباره نوشته شده، داستان کوتاه «ایل‌وتبار ویروس‌ها» نوشته ویکتور ارافیف (۱۹۴۷-مسکو) نویسنده برجسته روس است که نویسنده آن را در…

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۱): «شنل»، داستانی از نیکلای گوگول / به همراه نگاهی به داستان شنل و داستان نویسی گوگول

در یکی از ادارات دولتی… اما بهتر است نگوییم دقیقاً کدام یکی. چون هیچ‌کس به اندازه‌ی کارمندان اداری، صاحب‌منصبان، افسران هنگ یا به‌طور‌کلی هر فرد اداری دیگر زودرنج و زودخشم نیست. امروزه افراد هر گروه اهانتی را که مستقیماً به شخص خودشان می‌شود اهانتی به کل جامعه تلقی می‌کنند

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۰): «تصویر دختری در شیشه»، داستانی از تنسی ویلیامز / به همراه نگاهی به زندگی و آثار نویسنده

تامس لانیر ویلیامز مشهور به تنسی ویلیامز (۲۶ مارس ۱۹۱۱- ۲۵ فوریه‌ی ۱۹۸۳) نویسنده و نمایش‌نامه‌نویسِ آمریکایی‌ست. در کلمبوسِ می‌سی‌سی‌پی به دنیا آمد. دومین فرزندِ اِدوینا داکین و کورنلیوس کافین ویلیامزبود. پدرش فروشنده‌ی دوره‌گردِ کفش بود. پدری که همیشه مست بود و بیش‌ترِ وقت‌ها دور از خانه بود

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۵): « این زندگی زیباست، آقا!» اثر بهاء طاهر

بها طاهر نخستین نویسنده‌ای است که توانست جایزه بوکر عربی ۲۰۰۸ را برای رمان «واحه غروب» از آن خود کند. رمان «عشق در تبعید» نیز برای طاهر جایزه بهترین کتاب سال ۱۹۹۵ مصر را به ارمغان آورد. طاهر متولد ۱۹۳۵ در استان جیزه مصر است. سال ۱۹۷۵ در مصر ممنوع‌القلم شد و پس از سال‌ها…

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۸): سه حکایت کوتاه از فرانسوا ولتر (بزرگ‌ترین نویسنده‌ی عصر روشنگری) / در جست‌وجوی عدالت

نام فرانسوا ولتر (۱۷۷۸-۱۶۹۴) به طور عجیبی با کشور فرانسه گره خورده است. او «استاد نثر فرانسه» است و «جمهوری فرانسه» بیش از هرکس مدیون او و تفکرات ترقی‌خواهانه‌اش است. ولتر در طول حیاتش بیش از هجده‌هزار نامه و دوهزار کتاب نوشت، از جمله ۲۶ داستان و حکایت که «کاندید» یکی از مهم‌ترین آنها است…

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۶): «مرگ؛ مساله این است!» اثر هری مولیش / ترجمه: نیلوفر شریفی

ادبیات هلند با یک نام در جهان زبانزد است، و آن نام کسی نیست مگر هری مولیش (۲۰۱۰-۱۹۲۷)؛ نویسنده‌ای که بارها به‌عنوان برنده احتمالی نوبل آینده از او یاد می‌شد، و شاهکارش «کشف آسمان» (۱۹۹۲) در جریان نظرسنجی در میان کتابخوانان هلندی (۲۰۰۷)، به‌عنوان بهترین رمان کشور هلند برای تمام دوران‌ها انتخاب شد

ادامه مطلب

جهان داستان(۲۵): «آخرین ساعت» نوشته گوستاو فلوبر / مترجم: نادیا حق دوست

داستان هفت‌اپیزودی «آخرین ساعت» به همراه دیگر داستان‌های اولیه گوستاو فلوبر، به‌نوعی پیش‌درآمدی است برای خلق شاهکارهایش: «مادام بوواری»، «سالامبو» و «تربیت احساسات». به بیانی دیگر، این داستان، برای هر خواننده علاقه‌مند به فلوبر، دریچه‌ای است به جهان داستانی فلوبری.

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۴): «حواری» داستانی از گرهارت هاوپتمان با ترجمه محمود حدادی

گرهارت هاوپتمان (۱۹۴۶-۱۸۶۲) نماینده‏ی فرهنگ و ادبیات آلمان در قرن نوزده و بیست بود و در مقام شاعر ملی حتی مورد احترام دولت‏های وقت آلمان. از وی بیش از همه نمایش‏نامه به یادگار مانده است و در آن میان درام «بافندگان»، شرح نخستین قیام‏های کارگری در آلمان، برایش اعتباری جهانی آورد.

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۳): «پاکت‏ها» اثر ریموند کارور / با ترجمه مصطفی مستور

یکی از روزهای گرم و مرطوب است. من از پنجره‏ی اتاق‏ام در هتل می‏توانم بیش‏تر قسمت‏های شهر میدوسترن(۱) را ببینم. می‏توانم چراغ‏های بعضی ساختمان‏ها را که روشن می‏شوند، دود غلیظی را که از دودکش‏های بلند بالا می‏روند، ببینم.‏ کاش مجبور نبودم به این چیزها نگاه کنم.

ادامه مطلب

جهان داستان ۲۲: « یک گل سرخ برای امیلی» اثر ویلیام فاکنر/ نجف دریابندری

وقتی که میس امیلی گریرسن مرد، همه اهل شهرِ ما به تشییع جنازه‌اش رفتند. مردها از روی تاثر احترام‌آمیزی که گویی از فروریختن یک بنای یادبود قدیم در خود حس می‌کردند، و زن‌ها بیشتر از روی کنجکاوی برای تماشای داخل خانه او که جز یک نوکر پیر – که معجونی از آشپز و باغبان بود…

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۱) : «قوهای وحشی» اثر هانس کریستین آندرسن

یازده برادر، که همه شاهزاده‌ی واقعی بودند، نشانْ بر سینه و شمشیر به‌کمر به‌مدرسه می‌رفتند، با قلمِ الماس بر لوحِ زرّین می‌نوشتند، و آن‌قدر زیرک بودند که همه‌ی درس‌ها را از بر می‌کردند و همه با دیدن‌شان فوراً پی می‌بردند که شاهزادگان واقعی‌اند. خواهرشان الیزا با کتابِ پُر از تصویرش که به‌بهای نصف کشور تمام…

ادامه مطلب

جهان داستان۲۰/ اپرای ماه اثر ژاک پره ور

روزی بود، روزگاری بود. پسرْ کوچولوئی بود که زندگیِ خوشی نداشت، و جائی می‌زیست که آفتابِ کافی به‌‌آن نمی‌تابید. هرگز پدر و مادرش را نشناخته بود، و پیشِ کسانی زندگی می‌کرد که نه خوب بودند و نه بد. کارشان زیاد بود و وقتی برای خوب یا بد بودن نداشتند. روز و روزگار دیگری بود. پسرْ…

ادامه مطلب

جهان داستان (۲۰) : «مردی که فریاد زد ترزا» و «وادار کردن» اثر ایتالو کالوینو

ایتالو کالوینو، نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی در سال ۱۹۲۳ به دنیا آمد و فضای انتقادی آثارش او را به مهم‌ترین داستان‌نویس ایتالیا در قرن بیستم مبدل کرده است. کالوینو در سال ۱۹۸۵در ایتالیا درگذشت. کالوینو نویسنده‌ای مبدع و نوآور است.

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۹) : «پنجم اکتبر» اثر گئورگ هایم

روز پنجم اکتبر مقرر بود گاری‌های نان از حومه به پاریس بیایند. شورای شهر سر هر چهارراه –قرمز و درشت و خوانا- آگهی زده بود و ملت در تمامی روز تا مغز استخوان گرسنه بود و خواب بهشت سیری می‌دید. خواب کوه نان و کلو‌چه که به هر مطبخ و آشپزخانه سرریز می‌کرد.

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۸)/ «برایتن اشترتر پائولینو»؛ اثر ولادیمیر نابوکوف/ ترجمه آبتین گلکار

ولادیمیر نابوکوف در جوانی مدتی آموزش مشت‌زنی دیده بود و در کمبریج و برلین به این ورزش می‌پرداخت. از نویسنده‌ای «مردانه» مانند همینگوی می‌توان انتظار داشت به گاوبازی و بوکس علاقه داشته باشد، ولی بعید است خواننده‌ی آثار نابوکوف تصور کند که صاحب چنین سبک ظریف و شکننده‌ای اهل مشت‌زنی باشد.

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۷): «مشت زن حرفه ای» اثر ارنست همینگوی

ورم روی چشمش را دوباره با انگشتانش لمس کرد. چیز مهمی نبود، فقط دور چشمش سیاه می‌شد. این تمام چیزی بود که مفت و مجانی از ماجرا گیرش می‌آمد. با نگاه کردن توی آب هم نتوانست حالت چشمش را ببیند. هوا تاریک بود و او تنها بود. دست‌هایش را به شلوارش مالید و پاک کرد،…

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۶): کافکائیه اثر بهومیل هرابال

هر روز صبح و پاورچین پاورچین، صاحبخانه وارد اتاقم مى شود و من صداى پایش را مى شنوم. طول اتاقم خیلى زیاد است؛ این قدر زیاد که اگر بگویم که دوچرخه مى خواهد تا این مسافت بین در و تختخواب را طى کنى پربیراه نگفته ام. صاحبخانه خم مى شود بر رویم و سپس سر…

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۵): شورش خاموش مدیسن داستانی از جى. دى. سالینجر

موقع تعطیلات مدرسه پیش دانشگاهى پسران پنسى («با حضور یک مربى براى هر ده دانش آموز»)، هولدن موریسى کالفیلد معمولاً پالتو مى پوشید با کلاه که تورفتگى وسط اش شکل حرف «V» بود. وقتى سوار اتوبوس هاى فیفث اونیو مى شد، دخترهایى که هولدن را مى شناختند اغلب فکر مى کردند او را موقع گشت…

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۴): انسانی زاده می‌شود اثر ماکسیم گورکی

قحط سال ۱۹۸۲ بود. من میان سوخوم[۱] و اوچم‌چی‌ری[۲] بر صخره‌های کنار رود کودور[۳] نشسته بودم. از آنجا تا دریا تنها سنگ‌اندازی فاصله بود و غریو برخورد امواج به‌‌ساحل از میان همهمهٔ شادی بخش جویبارهای صخره‌ها به‌‌وضوح شنیده می‌شد.

ادامه مطلب

جهان داستان(۱۳): دختری در طوفان اثر بن لوری / به همراه گفتگویی با بن لوری

بن لوری نویسنده آمریکایی، متولد ۱۹۷۱، اولین کتابش، یعنی داستان‌هایی برای شب و چندتایی برای روز را در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد.بن لوری در ایران با انتشار داستانهای کوتاهش در نشریات و بعد کتاب «داستان‌هایی برای شب و چند تایی برای روز» مطرح شد. در ادامه داستانی کوتاه از او را به همراه گفتگویی خواندنی…

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۰): «کشیش» اثر تیم پارکس (هدیه چهارمین شماره مجله نیویورکفا به خوانندگان مد و مه)

نشریه الکترونیکی نیویورکفا دیگر جای خود را بازکرده و علاقمندان ادبیات داستانی آن را خوب می شناسند. نشریه ای که می توان بهترین داستانهای روز جهان را با فاصله زمانی اندکی به فارسی خواند. از گردانندگان نیویورکفا خواستیم هر شماره یکی از داستانهای شان را به خوانندگان مد و مه هدیه دهند.

ادامه مطلب

جهان داستان (۹) : چند چیز ناخوشایند من داستانی از لیدیا دیویس / ترجمه: جواد رهبر

لیدیا دیویس در سال ۱۹۴۷ در نورث امپتونِ ماساچوست دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو با دنیای ادبیات آشنا بودند. لیدیا نیز از همان کودکی علاقه بسیاری به خواندن داشت و در سن ۱۲ سالگی نو شتن داستان را آغاز کرد. در مدرسه بریرلی نیویورک درس خواند. در مدرسه پوتنی ورمونت را…

ادامه مطلب

جهان داستان (۴): شبی که تنهایش گذاشتند اثر خوان رولفو ترجمه فرشته داوران

نویسندهای که تنها با یک کتاب کوچک و چند داستان کوتاه به شهرتی پایدار نه در مرزهای جغرافیایی خود، که در سراسر جهان دست می‎یابد، بی‎شک نه صرفا با زحمت و پشتکار که با اتکاء به چشمه‎ جوشانی از نبوغ در داستان‎نویسی بدین جایگاه دست یافته است.

ادامه مطلب

جهان داستان (۱۲): مردی با مانتوی سفید اثر اُغوز آتای ترجمه‌ی کسرا صدیق

اُغوز آتای (۱۹۳۴-۱۹۷۷) نویسنده‌ی مدرنیست ترکیه از نوستالژی برای امپراتوری عثمانی متنفر بود و در عین حال، سویه‌های استعماری مدرنیزاسیون ترکیه‌ی جدید را هم تشخیص می‌داد. او مدتی با سوسیالیست‌های ترکیه همکاری داشت. از او دو رمان، چندین داستان کوتاه، یک نمایش‌نامه و یادداشت‌های روزانه‌اش به جا مانده است

ادامه مطلب