رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر

برچسب: میلان کوندرا

از «هنر رمان» کوندرا تا «چشمان کهربایی درخت مُر»/ جواد اسحاقیان

    به باور “کوندرا” رمان نویس باید پیوسته “دغدغه ی فورم” داشته باشد و از خود، چیزی به سنن و مواریث داستان نویسی گذشته یا سنتی بیفزاید و با هنجارشکنی در شگردهای روایی، آن را سرشارکند. زیبایی شناسی رمان های خودش، بهترین گواه بر این گونه حساسیت هنری است. او مانند بسیاری از فورمالیستهای روسی،…

ادامه مطلب

از «هنر رمان» کوندرا تا «ماه تا چاه» حسین آتش پرور / جواد اسحاقیان

آنچه میان “کوندرا” و “نظریه ی رمان” او و “ماه تا چاه ” مشترک به نظر می رسد، از یک سو تحمیل انواع محدودیت برای تولید آثار ادبی و هنری و کوشش برای همداستان کردن هنرمند با ایده ئولوژی چیره بر فضای فرهنگی از یک سو و ضرورت مبارزه با این “سلطه” و ترسیم…

ادامه مطلب

جهان داستان(۳۶): «کلاه کلمنتیس»، اثرمیلان کوندرا ترجمه احمد میرعلائی

در فوریهٔ ۱۹۴۸، رهبر کمونیست، کلمنت گوتوالد۲ در پراگ بر مهتابی قصری به‌سبک باروک قدم گذاشت تا برای صدها هزار نفر انسانی که در میدان شهر قدیم ازدحام کرده بودند سخن بگوید. لحظه‌ئی حساس در تاریخ قوم چک بود. از آن لحظات سرنوشت‌سازی که فقط یکی دوبار در هر هزار سال پیش می‌آید.

ادامه مطلب

شعر و موسیقی و عشق علیه جنگ / نگاهی به «سونیا بالای دار تاب می‌خورد» اثر مارک بینچک

نام لهستان با نام‌های بزرگی در هنر و ادبیات گره خورده: از رومن پولانسکی در سینما، تادئوش روژه‌ویچ و اسلاوی مرژوک در تئاتر تا آیزاک بشویس‌سینگر و استانسیلاو لِم در داستان، چسلاو میلوش، ویسواوا شیمبورسکا و آدام میتسکیه‌ویچ در شعر. مارک بینچک (۱۹۵۶- ورشو) هم یکی از نام‌های بزرگ در ادبیات معاصر لهستان است

ادامه مطلب

امکانات تحقق نیافته انسانی / نگاهی به «بارهستی» اثر میلان کوندرا

صحبت راجع به کتابی مانند بار هستی آسان نیست. بررسی کتابی که نویسنده با آن شناخته شده است نیاز به نگاه جامع و همه جانبه دارد. امیدوارم که این مقاله کمکی باشد برای درک بهتر این اثر بی نظیر!

ادامه مطلب

متعهد‌تر از سارتر / میلان کوندرا، مالاپارته و «قربانی»

بیست سال پیش از آن که سارتر از «تعهدِ نویسنده» سخن بگوید، نویسنده‌ای ایتالیایی با رفته و رفتارِ خود «مدل پیشرفته‌ای» از نویسنده متعهد در مفهومِ سارتری آن بود: کورتزیو مالاپارته. نویسنده‌ای هم‌نسلِ سارتر، که بیشتر عمر خود را در جنگ دوم سر کرده بود و‌ به‌زعمِ میلان کوندرا، «طلایه‌دارِ» نویسنده متعهد بود. «کورتزیو مالاپارته،…

ادامه مطلب

انحطاط و ادبیات / یک گفتگوی منحصر به فرد جمعی با حضور ژان پل سارتر؛ ارنست فیشر؛ ادوارد گلد شتوکر و میلان کوندرا

دیدار و گفت و گوی این چهار شخصیت برجستهٔ دنیای فرهنگ، سال ۱۹۶۵ در پراگ (چکسلواکی) دست داد، و متن آن نخست همان سال، در مجلهٔ streets چاپ شد. سپس «لی باکساندال» هنگام گردآوری مطالب کتابی به‌نام «چشم‌اندازهای رادیکال در هنر» (سال ۱۹۷۲) این متن را هم برای چاپ در این کتاب برگزید. این گفت…

ادامه مطلب

پیش روی دیکتاتورها / ۱۰ نویسنده که برابر خودکامگی رژیمهای سرکوبگر ایستادند

سایت دکالچرتریپ نویسنده‌های برتر را که در دوره توتالیتاریسم به خلق آثار ادبی پرداختند معرفی کرده است در سال ١٩٢٢ و پیرو انقلاب اکتبر ١٩١٧، زمانی که بلشویک‌ها حکومت روسیه را به دست گرفتند، اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت. از آن زمان به بعد شوروی سعی کرد نفوذش را در مناطق مرکزی و شرقی…

ادامه مطلب

با کوندرا، در ارواح بر زمین مانده / مصاحبه ای با آثار کوندرا!

پیش از هر چیز تاکید کنیم، “این یک مصاحبه با میلان کوندرا نیست.” بلکه مصاحبه با آثار میلان کوندراست. اساس کار بر مصاحبه با کتاب و رمان‌های کوندرا بنا شده و به حرف آوردن آثارش. بیشتر از بیست سال است که نویسنده‌ی (سبکی تحمل ناپذیر هستی) با هیچ یک از رسانه‌های گروهی مصاحبه نمی‌کند

ادامه مطلب

کوندرا می‌خواهد بخندد

کوندرا می‌گوید یک‌بار حساب نیست، یک‌بار هیچ است، فقط یک‌بار زندگی‌کردن مانند هرگز زندگی‌نکردن است، اگر اولین تمرین زندگی، خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می‌توان قائل شد جز احساس بازیگری که بدون تمرین وارد صحنه شده است

ادامه مطلب

نقد رمان «زندگی جای دیگری است» اثر میلان کوندرا

«زندگی جای دیگری استِ» میلان کوندرا یک ضد سیره درباره‌ زندگی شاعر جوانی است به نام یارومیل. کوندرا هسته‌ مرکزی زندگانی شاعرانی چون رمبو، شِلی و لرمانتوف را بیرون کشیده تا تصویر یک شاعر تغزلی نوعی (در اینجا یارومیل) را بیافریند،

ادامه مطلب

میلان کوندرا و هنر رمان

میلان کوندرا ما را به کارگاه داستانی‏اش دعوت می‏کند:حدود 20 سال پس از انتشار هنر رمان وی با پرده، دوباره تجربه‏ی مضاعف خوانندگی و نویسندگی‏اش را ترسیم می‏کند. «رمان‏نویسی که از هنر رمان صحبت می‏کند. استادی که از کرسی استادیش سخنرانی می‏کند نیست. او را بیشتر مانند نقّاشی تصوّر کنید که شما را در کارگاهش…

ادامه مطلب

گفت‌وگو با بهمن فرزانه/ یک عمر نفس کشیدن با ادبیات

«ترجمه‌ی «صد سال تنهایی» مارکز چاپ بعد از انقلاب را گذاشته بودم روی نیم‌دیوار آشپزخانه، یادم رفت بیاورم تا برایم امضا کنید». می‌گوید، «ایرادی ندارد، باشد دفعه‌ی بعد...». اما یادآور می‌شود که ناشر دیگر آن کتاب را تجدید چاپ نمی‌کند.  پکی به سیگار بهمن فیلترسفیدش می‌زند، آن را در زیر‌سیگاری کنار ده‌ها سیگار دیگر که…

ادامه مطلب

نگاهی به آثار و جهان داستانی میلان کوندرا

فلسفه و ادبیات پیوند های نامرئی و جدایی ناپذیر با هم داشته و دارند و این پیوند ها زمانی پر رنگ و گاهی اوقات بسیار کم رنگ رخ می نمایند. همیشه هر نوشته ادبی حتی مبتذل ترین آنها در ذات خود مروج ایده و نظر خاصی می تواند باشد و چه بسا می توان گفت…

ادامه مطلب

میلان کوندرا: زندگی سراسر نبردی است علیه فراموشی

قریب به سه دهه پیش میلان کوندرا نام شناخته شده ای در ایران به حساب نمی آمد، ظاهرا نخستین بار با ترجمه «کلاه کلمنتیس» توسط احمد میر علایی به طور جدی به علاقمندان فارسی زبان ادبیات داستانی معرفی شد. اما چندی بعد پی در پی آثار این نویسنده به فارسی برگردانده شده و او شهرتی…

ادامه مطلب