رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر

از اقالیم دگر

نامه‎ای از توماس مان؛ درباره‎ی گریز به زندگی

فرزندان عزیزم عزیزان من، خوب می‎دانید که کتابی باب میل من نگاشته‎اید و آگاه هستید که من آنانی را که می‎کوشیدند مرا از نویسندگان تبعید شده‎ی آلمان جدا کنند و از جمله‎ی تبعیدشدگان به شمار نیاورند، با شکست مواجه ساخته‎ام و هرچند سالها گذشته است، پیوسته‎ کوشیده‎ام خود را از جمله‎ی آنان به شمار آورم.…

ادامه مطلب

شمیم بهار؛ رازی که هنوز سر به مهر مانده!

شميم بهار در سال هاى آغازين دهه چهل ظهور مى كند و در سال هاى آغازين دهه پنجاه دست از چاپ داستان برمى دارد. يك پروسه ده ساله كه برآيند آن ۷ داستان ماندگار در تاريخ داستان نويسى ايران است. از نخستين اثر او يعنى «طرح» كه به تابستان چهل و دو نوشته شده تا…

ادامه مطلب

«ملکوت» بهرام صادقی اثری‎ست بی‎اهمیت!

درمیانه‎ی دهه شصت نجف دریابندری گفتگویی کرد که در زمان خود بسیار جنجالی بود، او ضمن منحط خواندن بوف کور (البته منحط به معنایی خودش مراد می کرد) عقیده داشت بوف کور به سبک و سیاقی نوشته شده که برخلاف تصور هدایت که فکر می‎کرد بسیار نوبرانه است، از مد افتاده بوده و غیره  (این…

ادامه مطلب

ادبیات داستانی دهه‎ها‎ی سی و چهل در «مد و مه»

تا پایان سال 1390 قریب یک ماه فرصت باقی‎ست، سال پیش در چنین ایامی بود که پرونده ای برای صادق هدایت ترتیب دادیم و تقریبا عمده مطالب یکماهه آخر سال را به این نویسنده بزرگ اختصاص دادیم. امسال نیز ویژه‎نامه ی پایان سال «مد و مه» را که انتشار آن در روزهای آینده آغاز خواهد…

ادامه مطلب

روایت خواندنی و جذاب محمد علی سپانلو از چگونگی تشکیل کانون نویسندگان ایران

خاطراتی از فصل اول کانون نویسندگان ایران 1349-1346 هرچند که تشکیل کانون‎های مستقل و غیر دولتی در عرصه هنر و ادبیات، در کشور ما  همواره با چالش‎هایی اساسی از درون و بیرون روبه‎رو شده، اما این مسئله مانع از آن نمی‎شود که بتوان از کنار اهمیت وجود داشتن چنین تشکیلاتی که به‎نوع حافظ منافع صنفی…

ادامه مطلب

پدرم عاشق نوشتن رمان بود!

پدرم می‎خواست نویسنده شود. یادم‎ نمی‎آید که هیچ وقت از توی این فکر بیرون‎ آمده باشد. بیشتر روزها، صبح زود، قبل‎ از این که کیفش را بردارد و برود سرکار، می‎رفت پشت میزش می‎نشست و می‎نوشت. من خیال می‎کنم نوشتن برای‎ او یک‎جور وسوسه بود و این وسوسه هم‎ مثل بیشتر وسوسه‎ها دست نیافتنی بود.…

ادامه مطلب

چرا سارتر جایزه نوبل را نگرفت؟!

شاید این روزها ژان پل سارتر و نظریاتش جذابیت چند دهه پیش را نداشته باشد، اما هرچه هست شخص او همچنان در میان برخی چهره ای محبوب به شمار می‎آید به خصوص برای نسلی که یاد و خاطره او و آثارش متضمن شور و حالی نوستالژیک است. به‎‎خصوص ماجرای عاشقانه و خاص او و سیمون…

ادامه مطلب

«ریسک نوشتن» از نگاه هاینریش بل

نویسنده : هاینریش بل نویسنده : مارولالایان ریسک نوشتن ٌ هانریش بل/ترجمه‎ی مار و لالایان هفت سال پیش به دیدن سردبیر مجله‎ی معروفی رفتم‎ که می‎خواستم نوشته‎ای را به او ارائه دهم؛ به محض این که‎ اجازه‎ی ورود گرفتم، دست‎نویس را تقدیم او کردم-یک‎ داستان بود-اما او اصلا به آن نگاه نکرد، آن…

ادامه مطلب

مدرن و پسامدرن در داستان امروز

مسأله‎ی اساسی این است که ما چگونه “ادبیات” یک متن را از آن استخراج کنیم و به عنوان نویسنده و نه به عنوان منتقد از آن‎ فراتر برویم. چون نویسنده کسی است که ساختارزدایی از بزرگترین‎ ساختارها می‎کند و اساس بزرگترین ساختارها خود تاریخ است و نویسنده جدی کسی است که ضمن این‎که با تاریخ…

ادامه مطلب

پست مدرنیسم چیست؟

در راستای ارائه تعریفی از پست‎مدرنیسم از میان گستره بحثهای‎ درباره آن، بحثهایی که در تفکرات از بسیاری جهات‎ امروزی پیش متنی، نقش مرکزی دارند، در اینجا تعریفی را که جیمز مورلی ارائه داده می‎آوریم. این، همان تعریفی است که در فهرست کنفرانس‎ الکترونیکی فرهنگ پست مدرن آمده است. *** در وهله نخست، پست مدرنیسم؟…

ادامه مطلب

«از پائولو کوئلیو متنفرم» به روایت کامران محمدی

حمیدرضا امیدی سرور از جمله معدود آدم‌هایی است كه هنوز شور و حال نوشتن، عشق به ادبیات و نویسنده و دنیای تلخ داستان، در حركات و رفتار و كلامش پیداست. از آن‌هایی كه در بدترین شرایط ممكن می‌نویسد و در بدترین شرایط ممكن، نخستین كتابش را در نشر آموت منتشر كرده است؛ «از پائولو کوئلیو…

ادامه مطلب

رمان از منظر جرج لوکاچ

لوکاچ چه در دوره هگلي و چه در دوره مارکسيستي اش، به پيوند ميان رمان و جامعه مدرن باور داشت. او اين عبارت هگل را نقل مي کند که رمان «حماسه بورژوايي» است.(آدرنو، 1381؛ 414 ) البته لوکاچ در دوره پيش مارکسي خود نه از جامعه سرمايه داري که از جامعه مدرن و از جامعه…

ادامه مطلب

«هنر داستان‎نویسی» مقاله ای از ماریو بارگاس‎یوسا

ماریو بارگاس‎یوسا از نامداران جهان ادبیات مدرن آمریکای لاتین در مقدمه‎ای که بر نمایشنامه‎ی “دوشیزه خانم تاکنا” نوشته (1891) تئوری خود را در هنر داستان‎نویسی تشریح‎ می‎کند. این نوشته همان اندازه در شناخت شخصیت ادبی یوسا مهم است که در هنر داستان‎نویسی خواندنی است. “دوشیزه خانم تاکنا” ترجمه‎ی آزاده آل احمد (از متن‎ اسپانیولی) توسط…

ادامه مطلب

فرانسویان دلبسته رمان گوتیک‎اند

روابط سیاسی و نظامی فرانسه و انگلستان در پایان قرن‎ هجدهم بسیار پرتنش بود. علی رغم این خصومت، بده بستان‎ ادبی ادامه داشت، به ویژه پس از صادرات انبوه رمان گوتیک‎ انگلیسی به آن سوی آبراهه‎ی مانش، حتی شکوفا هم شد. این‎ نوع ادبی قریب پنجاه سال، تا 1830 یا حدودا تا آن تاریخ، بازار…

ادامه مطلب

انسان‎ها سایه‎وار می‎آیند و می‎روند! (نامه هایی از اسکار وایلد)

این نامه‎ها از کتاب«نامه‎های اسکاروایلد»انتخاب شده‎اند.  اسکاروایلد این نامه‎ها را در سالهای 1882 و 1883، و پس از سفر موفقیت‎آمیزش به آمریکا نوشته است. خطاب نامه‎ها به‎ دوستان و نزدیکان اوست. اسکاروایلد در این نامه‎ها درباره‎ی نظریاتش راجع به زندگی و هنر و اثر هریک بر دیگری سخن‎ می‎گوید. نامه‎ی اول‎ 20 ژانویه 1882-به…

ادامه مطلب

میهمانی در خانه‎ی لویی آراگون!

26 مارس 1977، پاریس عصر دیروز در ایستگاه متروی‎"سوربابیلون‎"با سیاوش کسرایی و یک دوست دیگر ایرانی که تا آنموقع نمی‎شناختم (حامد فولادوند) در کافه‎ی کوچکی قرار داشتیم. از آن‎جا رفتیم به دیدن‎"لویی آراگون‎"شاعر معروف فرانسوی. قرار ملاقات را فولادوند گرفته بود. در خانه‎ی نسبتا بزرگی نزدیک کاخ نخست‎وزیری و در عین حال نزدیک به‎ سفارت…

ادامه مطلب

راوی و زاویه‎ی دید در داستان نویسی

راوی و زاویه‎ی دید از اساسی‎ترین عناصر داستانی هستند. کلمه‎ی داستان کوتاه در اکثر فرهنگها به معنی “روایت” و “تحکیه” هم به معنی “حکایت کردن” به کار رفته است. در ابتدا این‎ اصطلاح در مقابل کلمه‎ی فرانسوی رمان به کار می‎رفت که‎ به‎تدریج از هم جدا شدند و دو کلمه‎ی جداگانه با مفاهیم جداگانه‎ به…

ادامه مطلب

«فمنیسم» از زبان سیمون دوبوار

سیمون دوبوار نیز هماننده دوست، همراه و عشق ازلی و ابدی‎اش ژان پل‎سارتر، فیلسوف، روشنفکر، فعال اجتماعی، داستان‎نویس و... بود؛ ترکیبی که اگر امروز کمی از مد افتاده باشد،  اما در آن سالها روی بورس بود به اشکال مختلف می‎شد دید و اینکه یک فیلسوف ادبیات را بهعنوان ابزاری برای بسط فلسفه و دیدگاهش بکار…

ادامه مطلب

بدجوری کسل و دلزده شده‌ام، دلزده از همه چیز، به خصوص نوشتن!

دستم به نوشتن نمی‌رود. بدجوری کسل و دلزده شده‌ام. دلزده از همه چیز، به خصوص نوشتن. و حتی این یادداشت را که می‌نویسم با کمال دل‌زدگی است. گاهی فکر می‌کنم که اصلاً چرا باید بنویسم. چه کسی گفته است که این چند روز عمر را باید صرف نوشتن کنم. کمابیش همیشه…

ادامه مطلب

جاودانه ها(۱۵): «عقاید یک دلقک» اثر هاینریش بل

عقاید یک دلقک [Ansichten Clowns] در 1963 منتشر شد. هانس اشنیر دلقک، تنها به اتاق خود در بن، پناه برده است و چند ساعت شکست‌های زندگی عاطفی و حرفه ایش را جمع بندی می کند تا بعد برود مانند گدایی بر پله های ایستگاه راه­آهن بنشیند و بازگشت ماری، زن محبوبش را که از دست…

ادامه مطلب

۱۵ اصل طلایی برای موفقیت در نویسندگی

1) پیش از نوشتن اولین کلمه، خوب فکر کنید که چه چیز، درباره‎ی چه، به چه منظور، برای چه کسی، و چه قدر می‎خواهید بنویسید. نوشتن کار است. بی‎فایده نوشتن بی‎معنی است. خیلی ها بیش از آنچه می‎خوانند، می‎نویسند، حیف زحمت، حیف‎ وقت و حیف کاغذ! از خودتان بپرسید آیا موضوعی که می‎خواهم بنویسم…

ادامه مطلب

«شهادت» یک لال بازی از گوهر مراد (غلامحسین ساعدی)

صحنه راهروی درازی است که اشخاص از طرف چپ وارد و از طرف‎ راست خارج می‎شوند. در طرف راست دیوار، روبروی تماشاچیان، چند حفره‎ی گور مانند بطور سرپاکنده‎اند؛ بلندی این حفره‎ها هم قد یک آدم‎ معمولی است. در طرف چپ صحنه، دو مرد درشت هیکل، بفاصله‎ی دومتر از یکدیگر ایستاده‎اند. از جلوهر کدام زنحیری از…

ادامه مطلب

معیارهای انتقاد ادبی از نگاه «آنتونیو گرامشی»

ترجمه‎ی منوچهر هزارخانی/ این عقیده که هنر؛ هنر است و نه نوعی تبلیغات سیاسی«عمدی»آیا به خودی خود در راه پیدایش جریان‎‎‎های فرهنگی خاصی که انعکاس زمان‎‎‎ خودند و به تقویت جریانهای سیاسی خاصی کمک می‎‎‎کنند؛ مانعی محسوب‎‎‎ می‎‎‎شود؟ چنین به نظر نمی‎‎‎رسد. حتی به عکس بنظر می‎‎‎آید که این فکر؛  مسأله را به نحوی اصولی‎‎‎تر…

ادامه مطلب

«شخصیت» و انگیزه هایش در داستان

معرفی مجدد اشخاص مرده نویسنده می‎‎تواند برای معرفی مجدد اشخاصی ‎که سالها و حدود صد صفحه یا بیشتر از رمان ناپدید می‎‎شوند، از شیوه سریالهای قدیم استفاده کند. در دهه ی 1920 قهرمان زن را همیشه به ریل راه آهن می‎‎بستند و قطار غول پیکری را نشان می‎‎دادند ‎که به سرعت نزدیک می‎‎شود تا او…

ادامه مطلب

تحلیل رمان؛ از پیش‎ساختارگرائی تا پسامدرنیته

تحلیل رمان صرفا تبیین، شناسائی و سنجش نقادانه و عقلانی روابط حاکم بر سازه‎های داستانی نیست. راهیابی به‎ بطن اندیشه‎های نویسنده، کشف مسامحات لفظی و معنائی، و توجه بیش از حد به ساختار و قالب متن را نمی‎توان تنها زمینه‎های تحلیل به حساب آورد. با یک رویه‎ی ثابت و از پیش‎ تعیین شده نیز نمی‎توان…

ادامه مطلب

کارکردهای گفت‎و‎گو در داستان

کارکردهای گفت‎و‎گو برای آماده سازی: برای آماده سازی اغلب از گفت‎و‎گو استفاده می‎‎کنند. شخصیتها معمولاً برای ایجاد ارتباط، بیان خویشتن و قانع کردن دیگران، حرف می‎‎زنند. به علاوه می‎‎توانند نهال داستان و روابط احتمالی آینده را در عمل داستانی زمان حال بکارند. مثال: دو قاتل مشغول صحبت اند:  “انگار کولاک ناجوری راه افتاده. فکر می‎‎کنی جیمی…

ادامه مطلب

چگونه می توان داستان پلیسی نوشت؟

نخستین و اساسی‏‎ترین اصلی ‎که باید بدانیم آن‏ است ‎که هدف داستان‎های معمایی، همچون هر داستان و معمایی، تاریکی و تباهی نیست، بل‎که روشنایی و آگاهی‏ بخش است. داستان به قصد رسیدن به لحظه‏ای نوشته می‎‏شود ‎که خواننده به‏ آگاهی می‎‏رسد و همه چیز را می‎‏فهمد. و لحظات‏ آغازین داستان خواننده در آن سردرگم است…

ادامه مطلب

«عروسی» اثر: گوهر مراد (غلامحسین ساعدی)

آدمها: عروس. داماد. [اتاق هشت گوشی با سقف گنبدی شکل که به یک هشتی قدیمی بیشتر شبیه است تا به یک اطاق. در سنگین و کهنه‎ای با حلقه‎ی فلزی بزرک‎ که در دیوار مقابل کار گذاشته‎اند. اتاق پر است از خرت‎وپرت اشیاء کهنه و فرسوده که از اجداد داماد بارث رسیده است. گردوخاک حدود تمام اشیاء را…

ادامه مطلب

مروری گذرا بر مهم‎ترین مکتب های ادبی اروپا

نوشته زیر مطلبی ست سودمند که به شکلی موجز مهمترین مکاتب ادبی اروپا را به خوانندگان معرفی می کند، مطلبی که می تواند مدخل خوبی برای این بحث باشد. شناسایی و تبیین ویژگی های مکاتب ادبی تحث مفصل و به ظاهر دشواری ست که گاه با عث می شود برخی از علاقمندان به ادبیات از…

ادامه مطلب

نامه‏ ای از سینکلر لوئیس: درباره ی سبک

گمان نمی‎‏برم که هیچ نویسنده کارآزموده و شایسته‏ ای هرگز، پس از دوره ‏ی‏ کار آموزی، واژه‏ ی “سبک” را در مورد آثار خویش بکار برد. اگر چنین کند، چنان‏ خودآگاه خواهد گشت که دیگر قادر بنوشتن نخواهد بود. ممکن‎ست او-که بی‏گمان‏ همچون من فردیست عادی-مسائل خاصی را در باره‏ ی “سبک” درنظر بگیرد. مثلا…

ادامه مطلب