رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر

برچسب: جواد اسحاقیان

نگاه جواد اسحاقیان به «کمون مردگان…»

    و اکنون که برای دومین بار به سراغ مجموعه “ناداستانهای خلاق” ی با عنوان “کمون مردگان یا مرثیه ای برای پیراهن خونی سوفیا” نوشته ی “فرید قدمی” (۱۳۹۸) می‌روم، آن را “جور دیگر” و به تعبیری “از لونی دیگر” می بینم.

ادامه مطلب

خونخواهی اثر الهام فلاح

نگاه دیگر جواد اسحاقیان به «خون‌خواهی» اثر الهام فلاح

  واقعیت، این است که خوانش رمان “خون خواهی” چندان هم آسان نیست، زیرا با هر رویکردی نظری یا “بوطیقای نو” که به آن نزدیک شویم، در می یابیم که حق سخن نگزارده ایم و جانب انصاف، فروهشته ایم.

ادامه مطلب

نگاه جواد اسحاقیان به «بی‌باد، بی‌پارو» اثر فریبا وفی

    داستان از آنجا آغاز می شود که راوی یا راویان از دوستی مشترک به نام “پروین” میخواهند که در تماسهایش از “تهران” با “شهرزاد” در “آنتاریو” ی “کانادا” او را برانگیزد تا در  سفر به ایران، به حمام زنانه ای بسیار قدیمی به نام “حمام نظافت” سری بزنند تا با هم، خاطرات و یادهای…

ادامه مطلب

نگاه جواد اسحاقیان به رمان «خونخواهی» نوشته‌ی الهام فلاح

رمان “خونخواهی” (۱۳۹۸) نوشته ی “الهام فلاّح” (متولد ۱۳۶۲) رمانی خوش ساخت، پُرمایه و فوق العاده است و با توجه به سن و سال و زمینه ی تحصیلی (مهندسی کامپیوتر) اگر بگویم مایه ی اعجاب من شد، سخن به گزافه نگفته ام

ادامه مطلب

نگاه جواد اسحاقیان به رمان «برگ چای مرا نمی خرند» اثر رؤیا سیّد رئیسی

به باور من رمان “برگ چای مرا نمیخرند” به چند دلیل، شایسته ی خواندن و خوانش ریزبینانه است. این اثر بیش از آنچه “رمان” بنماید، اثری مستند، تاریخی و در همان حال هنری، در باره ی “صنعت چای” و بلاهایی زمینی و انسانی است که بر سر صنعت چای ما پیش و به ویژه پس…

ادامه مطلب

نگاه جواد اسحاقیان به «سمفونی مردگان» اثر عباس معروفی

       حقیقت، این است که من سالها پیش در باره ی “سمفونی مردگان” کتابی نوشتم که اندکی بعد با عنوان “از “خشم و هیاهو تا سمفونی مردگان” در سال ۱۳۸۷ “انتشارات هیلا” وابسته به “انتشارات ققنوس” در ۱۶۵۰ نسخه آن را منتشر ساخت. اما آنچه امروز مرا به نقل بخشی از یک فصل در همین…

ادامه مطلب

نگاه جواد اسحاقیان به رمان “گنطره” نوشته ی “هادی هَیّالی”

با رویکرد "باختین" در رمان "گنطره" نوشته ی "هادی هَیّالی" کرج: نشر نونوشت، 1399 جواد اسحاقیان     "هادی هیّالی" متولد سال 1332 در "شُعَیبیّه" ی "شوشتر" و از عرب زبانان هموطن ما در استان زرخیز اما گردآلود فقر "خوزستان" است و آنچه در "گنطره" (= پل چوبی یک نفره) آمده، در وجه غالب، تجربیات زیسته…

ادامه مطلب

از «هنر رمان» کوندرا تا «چشمان کهربایی درخت مُر»/ جواد اسحاقیان

    به باور “کوندرا” رمان نویس باید پیوسته “دغدغه ی فورم” داشته باشد و از خود، چیزی به سنن و مواریث داستان نویسی گذشته یا سنتی بیفزاید و با هنجارشکنی در شگردهای روایی، آن را سرشارکند. زیبایی شناسی رمان های خودش، بهترین گواه بر این گونه حساسیت هنری است. او مانند بسیاری از فورمالیستهای روسی،…

ادامه مطلب

درنگی بر طرحواره ی “عروسک روی آب” نوشته ی ماشاالله خاکسار /جواد اسحاقیان

    “عروسک روی آب” نام یکی از بیست و هفت “داستان کوتاه” و گونه ها و زیرمجموعه هایی از این “نوع ادبی” است که برای خوانش، برگزیده ام. نویسنده در اشاره ای گذرا و دلالتگر میکوشد به خوانندگان خود اطمینان دهد که آنچه میخوانند، داستانهایی “مربوط به دهه های ۴۰ تا پنجاه” است

ادامه مطلب

سایه‌های روشن در «کافه‌ی نمرۀ سه، کریم شیرازی» به عنوان نوع ادبی «داستان کوتاه»/ جواد اسحاقیان

“داستان کوتاه مدرن” به عنوان یک “نوع ادبی” (Genre ) تازه، هنجارها، ظرایف و دقایقی دارد که در صورت کاربست به قاعده ی آنها، همان ویژگی ای را خواهد داشت که “اِ. آ. پو” (E. A. Poe) از آن به “تأثیر یگانه” (Single Effect) تعبیر میکرد.

ادامه مطلب

راهنمای نظری و عملی برای خوانش ادبیات داستانی(۱۳)/ جواد اسحاقیان

     داستان کوتاه “سه پلّه ی آخِر” یکی از چهارده داستان “سرِ سبیل هایت را نجو” است که به خاطر اشاره به ریزنگاری های مربوط به آوازه گری یا تبلیغ کالاهای افسونگرانه، شگردهای جلب و جذب مشتری، نمونه ی دلالتگر و شفافی برای خوانش نشانه شناختی است

ادامه مطلب

خودکاوی و هویت؛ با تکیه بر «بوف کور» صادق هدایت/ جواد اسحاقیان

   با انتشار جُنگ “سایه‌ی صادق” (تهران: نشر ژیل، ۱۴۰۰) و مطالعه ی آنچه “جهانگیر هدایت” برادرزاده ی “صادق هدایت” در باره ی او گفته است، به دریافتهای تازه ای رسیدم. من در مصاحبه ای ـ که در همین مجموعه انتشار یافته ـ بیشترین توجه و تحلیل خود را بر سویه های روانشناختی آثار نویسنده…

ادامه مطلب

با رویکرد میان متنی (۲) و حل معمای “ذوالقرنین، کوروش کبیر و اسکندر مقدونی”در “داراب نامه ی طرسوسی”/ جواد اسحاقیان

  حقیقت، این است که من سالها پیش کتابی با عنوان “با بوطیقای نو در دارابنامه ی طُرسوسی” نوشته بودم که آن را در کلاس “رویکردهای نو در نقد ادبی یا “بوطیقای نو” در “بنیاد فردوسی توس” (مشهد) تدریس میکردم.

ادامه مطلب

نگاه جواد اسحاقیان به رمانِ «از زن تا زمین» اثر نرگس مقدسیان

    رمان “از زن تا زمین” (۱۴۰۰) رمانی مباحثاتی (Polemic) است و در آن از ضرورت مبارزه برای حفظ محیط زیست در “گیلان”، مناسبات کارگری و کارفرمایی، مسائل فمینیستی (اعم از گونه های سوسیالیستی و رادیکالی)، مبارزه با تولیدات فرآورده های آرایشی و آوازه گری تولیدکنندگان برای فروش و تحمیل آن به مصرف کنندگان، خودفروشی…

ادامه مطلب

از مقاله ی “سنّت و استعداد فردی” اِلیوت تا رمان “غزال، آهوی باغ زعفرانیّه”ی شَرویندُخت ایازی

       با آن که به نظر میرسد رمان “غزال، آهوی باغ زعفرانیه” (۱۳۹۹) نخستین اثر نویسنده اش “شَرویندُخت ایازی” باشد، به باور من، “اتفاقی” در “رمان عاشقانه” (Romance Novel) به اعتبار “نوع ادبی” (Genre) و نیز رخدادی برجسته در “زبان” داستان عاشقانه است. و من که – از جمله داوران نهایی یک نهاد ادبی مستقل…

ادامه مطلب

یک معرفی کوتاه از رضا براهنی/ جواد اسحاقیان

متن سخنرانی کوتاه “جواد اسحاقیان” منتقد ادبی و از اعضای داوران نهایی “جایزه ی مهرگان ادب” ومعرفی کوتاه دکتر “رضا براهنی” و اهدای “جایزه ی مهرگان ادب” به پاس “یک عمر تلاش در عرصه ی نوشتن” در اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در فرهنگسرای نیاوران در حضور همسرشان خانم “ساناز صحّتی” و سخنرانی کوتاه دخترشان خانم “الگا…

ادامه مطلب

درباره‌ی«معسومیت» نوشته‌ی مصطفی مستور؛ از منظر نوع ادبیِ «ادبیات فرار»

      رمان “معسومیت” نوشته ی “مصطفی مستور” تاکنون مورد چند داوری موافق و مخالف قرار گرفته است. آنان که به ستایش این رمان پرداخته اند، گویی برانگیخته شده اند که به نمایندگی از نویسنده، به “ارزش” هایی در رمان “مستور” اشاره کنند که در واقع، ندارد

ادامه مطلب

خوانش رمان «صخره‌ی تانیوس» نوشته‌ی امین معلوف بر پایه‌ی «هویت و فرهنگ»/جواد اسحاقیان

    رمان “معلوف” بر پایه ی یک رخداد تاریخی واقعی شکل گرفته اما آنچه در آن برجسته و تعیین کننده تر مینماید، مشکلاتی است که شخصیت اصلی رمان “تانیوس” با آن مواجه می شود؛ یعنی هنگامی که درمی یابد او فرزند واقعی پدرش نیست و مسآله ی “هویت” (Identity) به مسآله ی محوری رمان تبدیل…

ادامه مطلب

 خوانش «شهر نوازندگان سفید» با رویکرد «رآلیسم جادویی» و «فراداستان»/جواد اسحاقیان

    ” چهارمین رمان “بختیار علی” با عنوان “شهر نوازندگان سفید” (The City of the White Musicians, 2005) در ده هزار نسخه انتشار یافته که از شهرت آن حکایت میکند. با آن که بهای این رمان پانزده هزار دینار عراقی (و حدود ده دلار آمریکا) است، تمام نسخه های آن در طی چند ماه به…

ادامه مطلب

راهنمای نظری و عملی برای خوانش ادبیات داستانی(۱۲)/ خوانش سبک شناختی داستان «نون والقلم»/ جواد اسحاقیان

 رمان نون و القلم (۱۳۴۰) ازجمله آثار تمثیلی و مباحثاتی “آل احمد” (۱۳۴۸- ۱۳۰۲) است که از منظر “نظریه ی انتقادی” مورد تحلیل قرار نگرفته است. این رمان، به خاطر اشاره و احتوا بر برخی جنبش های تاریخی مانند جنبش “حروفیه” در روزگار تیموریان و “پسیخانیان” در عصر صفویان و به گونه ای تمثیلی و…

ادامه مطلب

خوانشی از «ظلمت شب یلدا» اثر امین فقیری / جواد اسحاقیان

 تا کنون کتابها، مقالات و گفتارهای متعددی به زبان فارسی یا انگلیسی در باره ی نظریه ی “فوکو” (Foucault) بر محوریّت “قدرت / دانش” خوانده ایم یا کوشیده ایم به سویه های گوناگون معنایی  و اهمیت آن پی ببریم. با این همه این نوشته ها، بیش از آنچه “مشخص” باشد، “مجرّد” و انتزاعی می نموده…

ادامه مطلب

تأثیر «رمانس اسکندر کبیر» بر ادبیات کلاسیک ایران / جواد اسحاقیان

     آنچه “اسکندر” را از پادشاهانی چون “داریوش سوم” و “فور” ممتاز میکند، چاره گری و تاکتیکهایی است که برای پیروزی در جنگ به کار می برد و او را با وجود کمی سپاه و سامان جنگ، بر بزرگترین شاهان چیره می سازد

ادامه مطلب

منیرو روانی پور

راهنمای نظری و عملی برای خوانش ادبیات داستانی(۱۱)/ خوانش سبک شناختی داستان « کافه چی»/ جواد اسحاقیان

 ما در نوشته ی پیشین با “رویکرد سبک شناختی” چنان برخورد کردیم که گویی “سبک شناسی” برخورد “فردی” نویسنده با “زبان” است و به راستی بیشتر آنچه تا کنون در باره ی مقوله ی “سبک” خوانده یا شنیده ایم، چنین برداشت و دریافتی را به ما القا می کرده است

ادامه مطلب

خوانش فرهنگی و فوکویی رمان «زنگ موسیقی» نوشته ی مصطفی اسلامیه/جواد اسحاقیان

رمان خواندنی و ماندنی “زنگ موسیقی” نگاهی به تاریخ موسیقی ایران با همه ی گونه ها (دستگاهی و مَقامی) تا موسیقی عامیانه، محلی، قومی، کافه ای و لاله زاری و معرفی خوانندگان، نوازندگان، سرایندگان و مخاطبان موسیقی ملی و بومی ایران از آغاز تا زمان حاضر است.

ادامه مطلب

از کنت مونت کریستو تا تهران مخوف / جواد اسحاقیان

“اومبرتو اِکو” در بخش پایانی نام گل سرخ از راهبی به نام “آدسو” ۳ سخن می گوید که دارد به صومعه ی سوخته ی خود بازمی گردد؛ یعنی جایی که از آن همه کتابخانه ی عظیم و سرشار از آثار مربوط به آیین عیسویت، تنها تکه پاره هایی سوخته باقی مانده است.

ادامه مطلب

راهنمای نظری و عملی برای خوانش ادبیات داستانی(۱۰)/ خوانش سبک شناختی  مدیر مدرسه/ جواد اسحاقیان

   مطالعه ی “سبک شناسی” Stylistics  یکی از دشوارترین مطالعات در سه پهنه ی “ادبی”، “زبان شناسی” و “روان شناسی” است. دکتر “منصور اختیار” یک جا در رساله ی دکترای خود با عنوان From Linguistics to Literature (انتشارات دانشگاه تهران،۱۹۶۲) به گونه ای مبالغه آمیز می گوید “سبک شناسی” به کار پژوهش متخصصان پزشکی شباهت…

ادامه مطلب

ساختار پلات در رمان «تهران مخوف» اثر مشفق کاظمی / جواد اسحاقیان

هر “رمان” عناصری دارد که “پلات” آن را تشکیل می دهد و رمان جز به یاری آن ها شناخته نمی شود. “پیرنگ” (“پلات”) Plot در یک داستان، ناظر به نقشه، طرح و الگوی رخدادها و افزون بر آن، سازماندهی حادثه و شخصیت به گونه ای است که حس کنجکاوی و انتظار (“تعلیق”) Suspense را در…

ادامه مطلب

راهنمای نظری و عملی برای خوانش ادبیات داستانی(۹)/ «یاکوبسون» و نظریه‌ی «وجه غالب» در سرگذشت ورتر «گوته»/ جواد اسحاقیان

یکی دیگر از مباحث راهبردی در نقد و نظریه ی ادبی “وجه غالب” Dominant است که “رومن یاکوبسون” Roman Jakobson نخستین بار آن را مطرح کرده و می تواند به عنوان یک رهنمود در تشخیص “انواع ادبی” گره از کار فروبسته ی ما بازکند. فشرده ی آنچه او از آن به “وجه غالب” تعبیر می…

ادامه مطلب

راهنمای نظری و عملی برای خوانش ادبیات داستانی (۸)/ “قطب های استعاره و مَجاز” در گلدسته و فلک و خواهرم و عنکبوت/ جواد اسحاقیان

ما پیش از این، اندکی در باره ی آرای “یاکوبسون” نوشتیم. یکی از مباحث و مقالات راهبردی دیگری که او در طرح و قانونمند سازی آن نقش تعیین کننده ای داشت “قطب های استعاره و مَجاز” بود که در خوانش متون داستانی، سخت به کار ما می آید. اما پیش از این که به دو…

ادامه مطلب

بررسی رمان «نی‌نا» اثر شیوا ارسطویی به عنوان نوع ادبی رمان کیج

مقصود “کوندرا” این است که هنرمند کیچ منش، نمی خواهد واقعیت عینی و محسوس آن هم از نوع عمیقش را ببیند و بنویسد. او دروغ می نویسد اما همین دروغ را چنان می نویسد که از آن، زیبایی می بارد و خواننده به جای آن که در رمان سیمای واقعیت را ببیند…

ادامه مطلب