رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر

ادبیات

رو در رو با تاریخ/«مد و مه» ابراهیم گلستان، به‌روایتِ احمد غلامی و احمد آرام

شاید این حقیقت که ابراهیم گلستان آدم فروتنی است چندان با واقعیتِ مألوف جور نباشد. اما او به‌واقع فروتن است. گلستان در ۹۷‌سالگی، مغزش همچون ساعت کار می‌کند و این شگفت‌انگیز است که هنوز از موضع‌گیری‌های صریح و تندوتیزش درباره مسائل فرهنگی و سیاسی دست برنداشته است. نادرند افرادی که در برابر گلستان موضع نداشته…

ادامه مطلب

درنگی بر گزاره ی فقر نقد در ادبیات داستانی ایران / نورالله نصرتی

گاه گزاره یا انگاره ای در بین عامه و حتی گروهی از نخبگان رواج می یابد و جا می افتد و از فرط تکرار، منطقی و مسلم فرض می شود؛ چنان که موافقان اش لزومی به تامل و بازنگری در صحت و سقم آن با وجود گذشت زمان و وقوع تحولات مداوم در زمینه آن…

ادامه مطلب

تمام جامعه آمریکا تصمیم گرفته بود از «سیاهان» یک «هیچ» بسازد / گفتگو با جیمز بالدوین

جیمز بالدوین (۱۹۸۷ فرانسه-۱۹۲۴ آمریکا) از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا است که با آثارش درک و دریافت آمریکایی‌ها را نسبت به سیاه‌پوستان و نژادپرستی عوض کرد. او با نخستین رمانش «با کوه در میان بگذار» (۱۹۵۳) که امروزه از آن به‌عنوان یکی از کلاسیک‌های ادبیات آمریکا یاد می‌کنند نام خود را در ادبیات جهان…

ادامه مطلب

مانیفستِ گلستان/ تازه ترین حرفهای ابراهیم گلستان

گفت‌وگو با ابراهیم گلستان همیشه جذاب است، نه اهلِ مسامحه است و نه ریا. مردی که از قید و بندهای رایج رهاست و به تو اجازه می‌دهد خودت باشی، خودِ خودت. آنچه در گفت‌وگوهای گلستان بیش از هر چیز خوشایند است آزادی در بیان و انتقاد است. ابراهیم گلستان، نویسنده‌ای است که در نودوهشت سالگی…

ادامه مطلب

کافکا از میان نامه‌هایش به ملینا / نیلوفر رحمانیان/ مادرانگی

'کافکا از میان نامه‌هایش به ملینا مادرانگی نیلوفر رحمانیان «ميلنا، چطور است كه تو هنوز از من نترسيده‌ای يا از من نرميده‌ای و يا احساسی از اين قبيل پيدا نكرده‌ای؟ ژرفای جديت و توان تو تا كجاها می‌رسد؟ من برای تو يا هر كس ديگر نمی‌توانم توضيح دهم كه در درونم چه می‌گذرد. چطور می‌توانم…

ادامه مطلب

کافکا از میان نامه‌‌هایش به پدر / سارا حشمتی / پدرکُشی

کافکا «نامه به پدرش» (هرمان کافکا)، را در نوامبر ۱۹۱۹ نوشت و به مادرش سپرد تا آن را به پدر برساند. کافکا با نوشتن این نامه در پی آن بود که رابطه‌اش با پدر از نو حسنه شده و زمینه‌ساز فروکش‌کردن تنش‌ها و دل‌آزردگی‌هایشان شود. در این میان مادرش، جولی کافکا، که به کل از…

ادامه مطلب

کافکای تنها / راحیل محمدی / بازشناسی کافکا از نامه‌هایش به فلیسه

فرانتس کافکا (۱۹۲۴-۱۸۸۳) یکی از معدود نویسنده‌های جهان است که بیش از هزار نامه از او به‌جا مانده که در آن نامه‌ها تصویر دیگری از کافکا می‌دهد. فلیسه باوئر، ملینا یزنسکا به‌عنوان دو زنی که کافکا به نوعی عاشق‌شان بود و هرمان کافکا پدرش که از او فرار می‌کرد، سه نفری بودند که کافکا به…

ادامه مطلب

شکسپیر درباره‌ی طاعون چه نوشت / استیفن گرینبلت/ مترجم: علی قاسمی منفرد

کسپیر سراسر عمرش را در سایه‌ی طاعون خیارکی گذراند. در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴، جان برچگردل[iii]، ‌کشیش محل، در دفتر ثبت احوالِ کلیسای تثلیث مقدس[iv] در استراتفورد، تعمید کسی را به ثبت رساند به نام «Gulielmus filius Johannes Shakspere». کشیش چندماه بعد در همان محل به مرگ یک شاگرد بافنده با نام اولیور گان اشاره…

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۴): «دیر» اثر استیون میلهاوزر / ترجمه: رضا پورسیدی

استیون میلهاوزر داستانْ‌کوتاه‌نویس و رمان‌نویس آمریکایی است، متولد سال ۱۹۴۳ در شهر نیویورک. او در سال ۱۹۹۷ بخاطر رمان مارتین درسلِر برنده‌ی جایزه پولیتزر برای داستان شد.

ادامه مطلب

الکساند‌‌‌‌ر سولژنیتسین از «پترزبورگ» میگوید: شاهکاری لجام‌گسیخته

«پترزبورگ» شاهکار آند‌‌‌‌ر‌ی بیه‌لی د‌‌‌‌ر ۱۹۱۳ منتشر شد‌‌‌‌، اما د‌‌‌‌ر سال ۱۹۵۹ بود‌‌‌‌ که به انگلیسی ترجمه شد‌‌‌‌ و به شهرت جهانی رسید‌‌‌‌؛ تاجایی‌که ولاد‌‌‌‌یمیر ناباکوف آن را د‌‌‌‌ر کنار «اولیس»، «مسخ» و «د‌‌‌‌ر جست‌وجوی زمان از د‌‌‌‌ست‌رفته» قرار د‌‌‌‌اد‌‌‌‌ و از آن به‌عنوان یکی از چهار رمان بزرگ قرن بیستم یاد‌‌‌‌ کرد‌‌‌‌. ترجمه فارسی…

ادامه مطلب

هنر ترجمه / مارک پولیتزوتی / برگردان علی قاسمی منفرد

حدود چهل سال پیش، مثل خیلی از هم‌‌دانشگاهی‌‌هایم، کتاب صد سال تنهایی (۱۹۶۷)، نوشته‌‌ی گابریل گارسیا مارکز، را خواندم. متأسفانه با اینکه از آن زمان بخش زیادی از دانسته‌‌هایم درباره‌‌ی رمان محو شده، همچنان یک چیز برایم فراموش نشدنی‌‌ست: احساس گیجی و سرگردانی از غوطه خوردن عمیق در فضای کتاب که تا حدود یک ساعت…

ادامه مطلب

درسی که “تاجر ونیزی” در مورد تنفر قومی و تخیل ادبی به من آموخت / نوشته استیفن گرینبلت ترجمه: علی قاسمی منفرد

من در جهانی بسیار متفاوت نسبت به آنچه که در حال حاضر در آن زندگی و تدریس می‌کنم به دانشگاه وارد شدم. در همان ابتدا، کالج ییل که در سال ۱۹۶۱ به آن وارد شدم، به کلی مردانه بود. زنان تا پنج سال پس از آنکه من مدرک کارشناسی هنر را بگیرم در آنجا پذیرفته…

ادامه مطلب

ادبیات نفرین شده / پیام رنجبران

«فلیسه» اصلا وجود ندارد! البته زنی به نام «فلیسه باوئر» بوده است که کافکا برای او نامه می‌نوشته اما فلیسه‌ای در کار نیست. این زن در واقع نیمه‌ی دورمانده‌ای است که کافکا مدام صدایش می‌زند. «آنیما»یی که برای رسیدن به وحدت شخصی‌اش او را تمنا می‌کند، برای پر کردن دوگانگی و شکاف هولناک درونی‌اش، برای…

ادامه مطلب

هوشنگ گلشیری چگونه می‌نوشت / رضا براهنی

هوشنگ گلشیری در زندگی نه چندان طولانی از نظر ماه و سال، اما بسیار پربار از لحاظ تولید فرهنگی و ادبی و نیز وقف بیش از دو دهه از زندگی پربارش در راه ” آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء”¹ بر ادبیات ایران تاثیری عمیق گذاشته است. گرد فراموشی بر چهره او…

ادامه مطلب

رمان‌نویسی که، کمی قبل از کرونا، همه‌چیز را پیشگویی کرد

اگر نویسنده‌ای، تنها کمی قبل از کرونا، رمانی دربارۀ عالم‌گیرشدن ویروسی کشنده تحویل انتشارات بدهد، بیشتر باید جزو پیشگوها حسابش کرد تا رمان‌نویس‌ها. حتی شاید همه‌چیز بوی توطئه بگیرد. اما لارنس رایت برای نوشتن آخرین رمانش نه از الهام استفاده کرده و نه از اطلاعات سری. او، وقتی می‌خواهد رمان بنویسد، مثل روزنامه‌نگارها دربارۀ موضوع…

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۳): «شناسنامه» اثر ویکتوریا توکاروا

ویکتوریا توکاروا متولد ۱۹۳۷ در لنینگراد (اتحاد جماهیر شوروی) است. عشق او به ادبیات از دوازده‌سالگی شروع شد، وقتی مادرش داستان «ویولن روتشیلد» از چخوف را برایش می‌خواند. این عشق به ادبیات خیلی زود جایش را به داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی داد. از دهه شصت تا امروز آثار زیادی در حوزه ادبیات داستانی و نمایشی خلق…

ادامه مطلب

نهاد عجیبی به نام ادبیات / گفت‌وگو با ژاک دریدا

ژاک دریدا به سال ۱۹۳۰ در الجزیره متولد شد و در نوزده سالگی به فرانسه رفت و در آنجا به تحصیل و بعد تدریس فلسفه پرداخت. مدت ها در اکول زمان پاریس استاد فلسفه بود اما با این وجود تاثیر او بر ادبیات و مطالعات ادبی بیشتر از فلسفه بوده است. در سال ۱۹۶۷ دریدا…

ادامه مطلب

پرسه ای در دنیای غلامحسین ساعدی / نسیم خاکسار

متن حاضر سخنرانی نسیم خاکسار در مراسم هفنادمین سالگرد تولد غلامحسین ساعدی در دانشکده پژوهش های آسیائی و آفریقائی است که به همت این دانشکده و سازمان هنرمندان بدون مرز در لندن برگزار شد. در این برنامه علاوه بر نسیم خاکسار، در قسمت اول، خانم دکتر شاداب وجدی ( شاعر) و محمد جلالی سحر…

ادامه مطلب

جهان داستان (۳۲):« غار بادی» اثر هاروکی موراکامی

پانزده ساله که بودم خواهرم مرد. مرگش ناگهانی اتفاق افتاد. آنموقع او دوازده سال داشت و سال اول پیش دبیرستان بود. با مشکل قلبی مادرزاد بدنیا آمده بود، اما بعد از آخرین جراحی‌‌هایش، در سال آخر ابتدایی، دیگر علائمی از بیماری بروز نداده بود، و خانواده‌ی ما دوباره قوت قلب گرفته بود

ادامه مطلب

این قرن، بی‌رحم‌ترین دوره تاریخ است/ گفت‌وگوی رادیوچک با ایوان کلیما

زمانی که ایوان کلیما کودک بود، می‌دانست روزی نویسنده خواهد‌شد. و امروز او یکی از بزرگ‌ترین چهره های ادبیات چک است. مسیر زندگی‌ او از اسارت در اردوگاه یهودیان نازی، عضویت در حزب کمونیست، زندگی در انزوا و سپس اخراج، تا پیوستن به جنبش اپوزیسیون چک‌اسلواکی، سراسر شگفتی است. در آخرین کتابش “قرن دیوانه…

ادامه مطلب

قرنی بر مدار جنون / نگاه پرتو مهدی‌فر به «قرن دیوانه من» اثر ایوان کلیما

“در این جهان هرگز کسی به آزادی نمی‌رسد؛ اگر آزادی را در خود نیابد و هیچ‌کس نمی‌تواند به کسی عظمت اخلاقی ببخشد، اگر آن عظمت از درون روح او زاده نشود، همانگونه که هیچ‌کس نمی‌تواند دیگری را از بندهایش برهاند، اگر آن دیگری، غل و زنجیرهای خودساخته‌اش را دور نریزد. اگر کسی بخواهد به‌طریقی در…

ادامه مطلب

کرونا در ادبیات؛ داستانی از اولگا توکارچوک/ جهانی جدید از پنجره‌ی من

در روزهایی که جهانْ با ویروس کرونا دست و پنجه نرم می‌کند بعضی از نویسندگان، دست به قلم شده‌اند و ، اینجا و آنجا ، در حال و هوای این روزها مطالبی نوشته‌اند. اولگا توکارچوک، نویسنده‌ی لهستانیِ برنده‌ی جایزه‌ی نوبلِ ادبیاتِ سال ۲۰۱۹ یکی از این نویسندگان است که ترجمه‌ی انگلیسی نوشته‌ی او در…

ادامه مطلب

غول‌ها در سرزمین نفتی/ به بهانه خداحافظی نجف دریابندری / پیمان خسروتهرانی

نجف دریابندری از مدرسه‌اش که فرار کرد، یک راست رفت شرکت نفت. آن روزهای ایران، نفت جریان خون کشور بود. آن‌جا بود که مدام از واحدی به واحدی منتقل شد، از کارگزینی و کشتیرانی و .. نهایت کشتی‌اش در بخش انتشارات این شرکت آرام گرفت؛ بوی سرب با روح‌اش سازگار درآمد.

ادامه مطلب

نویسندگانی جهانی با تباری ایرانی

مارشا مهران سه چهار‌سال بیشتر هم نداشت که خانواده‌اش از ایران رفتند. رفتند آرژانتین و آنجا رستورانی زدند که دست‌مایه اصلی رمان مارشا مهران شد. به فارسی نمی‌نوشت، اما جالب است طعم طعام سرزمین مادری همچنان چاشنی کارش بود. در «آش انار» از «دلمه» دارد تا «زعفران ایرانی».

ادامه مطلب

زندگی و کار نجف دریابندری/ احمد راسخی لنگرودی

“ترجمه کردن برای من همیشه نوعی تفریح و تفنن بوده است، … وسیله‌ای برای انصراف خاطر از زحمت‌هایی که در زندگی پیش می‌آید و آدم از آنها گریزی ندارد.» این سخنان کسی است که بیش از نیم قرن آثار قلمی او بر دنیای ادبیات سایه افکند و تشنگان وادی ادبیات را سیراب کرد؛ نجف…

ادامه مطلب

نجف دریابندری یک دور تمام / سمیه مهرگان

نجف دریابندری (یک شهریور ۱۳۰۸ آبادان- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ تهران) در سال ۱۳۹۶ از سوی سازمان میراث فرهنگی ایران عنوان «گنجینه زنده بشری» ثبت شد؛ این نشان می‌دهد که اهمیت او برای فرهنگ ایرانی چقدر مهم و بااهمیت است. سردبیری انتشارات فرانکلین، سرویراستار دوبلاژ فیلم‌های شبکه دو تلویزیون ملی، ویراستار و نویسنده نشریاتی مانند کتاب…

ادامه مطلب

این جادوگر لعنتی، هری پاتر، مرا به کشتن خواهد داد / چاک کلاسترمن

وقتی نوجوانید، به نظرتان چیزهای جذابی وجود دارد که بزرگترهای بی‌ذوق چیزی از آن نمی‌فهمند. رمان‌ها، فیلم‌ها و موسیقی‌هایی می‌شنوید که مخصوص خودتان است. اما وقتی از نگاه بزرگسالی جاافتاده نگاه می‌کنید، می‌بینید نوجوان‌ها به چیزهایی بیخود و مسخره دل باخته‌اند که هر کاری می‌کنید نمی‌توانید با آن کنار بیایید. چاک کلاسترمن، جستارنویسی که متخصص…

ادامه مطلب

«منِ عزیز»: نامه‌های یک رمان‌نویس به خودِ آینده‌اش

اگر اهل خاطره‌نوشتن باشید، حتماً می‌دانید که عمومی‌ترین احساسی که هنگام خواندن نوشته‌های گذشته به آدم دست می‌دهد این است: «خدایا! چقدر احمق بودم!» اما اگر دربارۀ خود آینده‌مان نوشته باشیم، داستان جالب‌تر هم می‌شود. خود گذشته‌مان را می‌بینیم که برای آیندۀ خیالی‌اش رؤیا می‌بافد و بعد یادمان می‌آید که زندگی چقدر فراز و نشیب…

ادامه مطلب